|
|
|
|
|
يونجه گياهي است علفي و چند ساله كه ارتفاع آن تا يك متر ميرسد برگهاي آن داراي سه برگچه مي باشد برگچه هاي نوك تيز، سبز رنگ و بيضي شكل است . گلهاي يونجه بشكل سبز و برنگ بنفش تيره يا آبي روشن است ميوه يونجه مانند صدف بوده و دانه داخل ميوه مانند لوبيا ولي كوچكتر از آنزمي باشد . يونجه ريشه اي بسيار عميق درد و ريشه آن تا سه متر بداخل زمين نفوذ مي كند و بنابراين منبع ويتامين ها و مواد معدني است كه از خاك مي گيرد . ولي در حال خاضر بعلت درا بودن مواد مغذي به مصرف غذايي نيز مي رسد . تركيبات شيميايي: يونجه سرشار از ويتامين هاي A,C,E,K و همچنين داراي آميلاز كه آنزيم مخصوص هضم مواد نشاسته اي است مي باشد . خواص داروئي:
|
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه دهم تیر 1387ساعت 13:59 توسط دانشجوی علوم دامی8443131
|
|
||
|
|
|
|
|
· استفاده از بذور خالص برای کاشت یونجه · استفاده از کودهای غیر آلوده به سس · كاشت يونجه در اواخر تابستان يا در پاييز به جاي بهار آلودگي اوليه سس را با رسيدن فصل سرما از ميان مي برد. · كاشت با تراكم بالا ايجاد سايه نمي نمايد و از جوانه زدن سس جلوگيري به عمل مي آورد . · در مناطقي كه يونجه بايد در بهار كاشته شود مي توان از 15-12كيلو گرم در هكتار علف كش دكتال (كلرتال ديميتل75درصد پودر)قبل از سبز شدن يونجه و علف هاي هرز از جمله سس استفاده نمود . در يونجه چند ساله (از سال دوم به بعد)دكتال را مي توان در اواخر زمستان اندكي قبل از رويش بهاره يونجه سمپاشي نمود . هنگام مصرف اين علف كش زمين بايد از رطوبت كافي براي تاثير بيشتر سم برخوردار باشد . بنابراين در صورت خشك بودن زمين يك نوبت آبياري مزرعه توصيه مي شود . · در صورتي كه پيشگيري هاي فوق انجام نشد و يا به عللي موثر واقع نشد و مزرعه باز هم به سس آلوده گرديد لكه هاي آلوده به سس را مي توان به روش هاي زير از ميان برد : پاشيدن محلول1% پاراكوت(يا3ليتر در هكتار)در منطقه آلوده به سس . سوزانيدن منطقه آلوده توسط شعله افكن و يا وسايل مشابه . پاكسازي مكانيكي منطقه از سس و بيرون بردن انگل به خارج از مزرعه . · در صورتي كه منطقه وسيعب از مزرعه به سس آلوده باشد مي توان توسط علفكش رانداپ(گليفوزيت41درصد اي سي) به ميزان 730-360سي سي در هكتر زماني كه يونجه ارتفاع 25- 20 سانتي متر داشته باشد سمپاشي نمود . اين سمپاشي بايد يك با پس از ده روز تكرار شود . در يونجه سال اول سمپاشي بايد در زمان 8 برگي يونجه انجام پذيرد . · در زمان آلوده بودن يونجه به سس برداشت محصول بايد قبل از به بذر رفتن سس صورت پذيرد تا از انتشار بذر ممانعت شود. · از سال دوم به بعد تاخير در برداشت يونجه با سايه انداختن روي زمين مانع جوانه زني بذر سس مي شود اثر علف کش ها برروی سایر علف های هرز یونجه بررسي و آزمايش اثر چند علفکش بر روي علفهاي هرز يونجه در آذربايجانشرقي در دو منطقه محل اجراي طرح (مراغه - بستانآباد)نشان داده است کهاستفاده از علفکشهاي بنتازون 3 و 2/5 ليتر در هکتار، متري بوزين 700-1000 گرم در هکتار نسبت به شاهد بدون وجين اختلاف معنيداري داشته از نظر تاثير بر روي علفهاي هرز پهنبرگ در يک سطح آماري قرار گرفتند. علفکشهاي متري بوزين 1000 و 700 گرم در هکتار، هالوکسي فوپ اتيل 2 ليتر در هکتار، فلوآزيفوپ بوتيل 2 ليتر نسبت به شاهد بدون وجين اختلاف معنيداري داشته و از نظر تاثير بر روي علفهاي هرز باريک برگ در يک سطح واقع شدهاند. يونجه از نظر طب قديم ايران گرم است . البته تاره آن گرم و تر و خشك شده آن گرم و خشك است . · يونجه از نظر اينكه داراي بسياري از مواد معدني مي باشد شيره آن براي بچه هايي كه در حال رشد هستند و اسخوان بندي محكمي ندارند بسيار مفيد است . حتي امروزه پودر اين گياه را در داروخانه ها مي فروشند كه آنرا مي توان براي بچه هاي شير خوار مصرف كرد . براي تهيه شيره يونجه بايد مقدر 300 گرم يونجه را در يك ليتر آب ريخت و آنرا جوشانيد تا مقدر آب آن به نصف تقليل يابد سپس آنرا صاف كرده و مقدر كمي عسل به آن اضافه كنيد كه بصورت شربت دارايد . مقدر مصرف براي طافال 200 گرم در روز است و براي اطفال شيرخوار حدود 50 گرم يم باشد كه مي توان به شير آنها اضافه نمود . اشخاص بزرگسال هم براي بالا بردن انرژي مي توانند از اين شيره استفاده كنند . · يونجه رابصورت تازه و يا جوانه آنها رابا سالاد ميل كنيد . جوانه يونجه را بصورت بسته بندي شده مي توانيد از سوپر ماركتها خريدري كنيد . · يونجه ملين است . · يونجه دو برابر اسفناج آهنم درد بنابراين خونساز است و براي كسانيكه به كم خوني مبتلا هستند مفيد است . · يونجه بعلت درا بودن آهن براي درمان بيماير راشيتيسم بكار مي رود . · عوارض كمبود ويتامين ث با خوردن يونجه از بين ميرود. · يونجه تازه در بسياري از كشورها مانند چين و روسيه و آمريكا به مقدر زياد بجاي اسفناج مصرف مي شود . · يونجه را در داروخانه ها و فروشگاههاي گياهان دارويي و يا برخي از داروخانه ها بصورت پودر ، كپسول و قرص بفروش مي رسانند . مقدرمصرف آن سه قرص در روز است.
*با همه مزايايي كه يونجه دارد در خوردن تازه آن نبايد زياده روي كرد زيرا بسيار نفاخ است و حتي حيواناتي كه به مقدر زياد از آن مي خورند بعلت گاز زياد ممكن است تلف شوند . · ضماد پخته يونجه را اگر روزي چند بار روي اعضايي كه رعشه دارند بگذاريد آنها را شفا مي دهد . · تخم يونجه قاعده آور است و براي اين منظور تخم يونجه را بصورت دم كرده مصرف كنيد . · دم كرده يونجه درمان اسهال است. · براي نرم كردن سينه و تسكين سرفه روزي 2-3 فنجان دم كرده تخم يونجه را مصرف كنيد . · براي درمان رعشه تخم يونجه را در روغن زيتون بريزيد و مدت يك هفته جلوي آفتاب بگذاريد سپس آنرا صاف كنيد و روزي چند قاشق از آنرا بخوريد و همچنين روي اعضايي كه رعشه دارند بماليد. · يونجه حاوي مقدرزيادي ويتامين است . كوبيده آن زخم را به سرعت اليتام داده و از خونريزي جلوگيري مي كند . يونجه سرشار از ويتامين هاي A,C,E,K و همچنين داراي آميلاز كه آنزيم مخصوص هضم مواد نشاسته اي است مي باشد . آنزيم هاي بسياري در يونجه يافت مي شود بهعنوان مثال مي توان از امولسين ،اينورتاز ، و پكتياز نام برد . يونجه داراي حدود 20%پروتئين مي باشد پروتئين هاي موجود در يونجه عبارتاند از: ليزين ،آرژنين ، هيستيدين ، آدنين ، فنيل آلانين ،آسپاراژين و سيستين . يونجه داراي اسيد فسفريك نيز هست . يونجه همچنين داراي منيزيوم ، آهن و مقدر جزئي ارسنيك و سيليس است . بنابراين يونجه از نظر مواد غذايي بسيار قوي است و غذاي خوبي براي انسان و حيوانات است . · جزوه زراعت گیاهان علوفه ای مهندس علیها دانشگاه آزاد · زراعت در مناطق خشک دکتر عوض کوچکی · شيمي.پرويز (سس و مبارزه با آن زيتون شماره 133) · مداح. محمد باقر .(سس يونجه و مبارزه با آن از انتشارات ترويج شماره 163) |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه دهم تیر 1387ساعت 13:48 توسط دانشجوی علوم دامی8443131
|
|
||
|
|
|
|
|
یونجه یاalfalfaیا medicago sativa به معنی علف مادها اولین بار توسط مادهابرای تامین غذای اسب هایشان اهلی گردید.یونجه اصولا مبدا کویری دارد ودر حال حاضر در تمام مناطق معتدل و شبه قاره کشت می گردد.
فهرست مندرجات · ۵ تناوب یونجه با گیاهان دیگر · ۸ اثر علف کش ها برروی سایر علف های هرز یونجه
طبقه بندی علمی یونجه Kingdom: Plantae Division: Magnoliophyta Class: Magnoliopsida Order: Fabales Family: Fabaceae Subfamily: Faboideae Tribe: Trifolieae Genus: Medicago Species: M. sativa يونجه گياهي است علفي و چند ساله كه ارتفاع آن تا يك متر ميرسد برگهاي آن داراي سه برگچه مي باشد برگچه هاي نوك تيز، سبز رنگ و بيضي شكل است . گلهاي يونجه بشكل سبز و برنگ بنفش تيره يا آبي روشن است ميوه يونجه مانند صدف بوده و دانه داخل ميوه مانند لوبيا ولي كوچكتر از آنزمي باشد . ارقام مختلف يونجه •*ارقام يونجه هاي ايراني عبارتاند از : همداني ، بمي ، يزدي، قره يونجه ، بغدادي ، مهاجراني، قره يونجه خورونده ، هراتي ، افغاني ، فامنين و …… · ارقام يونجه خارجي موآپا – سونورا – سي ريور –سكوئل – ماسيرسا- رنجر- كانادايي- هارديگان- تركستاني و……… در مناطقی که دارای زمستان ها معتدل هستند بهتر است بونجه را بهتر است در پاییز به اندلزه کافی زود کاشت.تا قبل از اینکه سرما رشد آن را متوقف کندگیاه بتواند مستقر شود. و در مناطقی که دارای زمستان ها سرد هستندگیاه باید در بهار کشت شود وکشت آن باید زود انجام شود تا قبل از شروع گرما تابستانه گیاه مستقر شود.کاشت یونجه با بذر کار بر کاشت با دست ترجیح دارد. و فاصله بین ردیف ها 140-150سانتی متر و عمق کاشت 1-3 سانتی متر در نظر گرفته شده. از علف ها هرز برای این گیاه سس است که بسیار خطر ناک است و می تواند کل منطقه را آلوده کند و می توان با نفت یا علف کش ها تماسی یا سوزاندن آن را کنترل نمود. مقدار آب مورد نیاز یونجه در سال تقریباً 1000 تا 2000 میلی متر است در تناوب یونجه برای گیاهی که بعد از خودش کاشته می شود بسیار سودمند است.( به عت داشتن ریزوم وفعالیت ریبزوبیوم کننده نیتروژن )البته برای اینکه چنین اتفاقی بیقتد باید زمانی که هنوز عملکرد خوبی دارد باید آن را زیر خاک نمود.اگر در زیر رو نمودن آن تاخیر کنیم یا مورد حمله علف ها هرز قرار گیرد دیگر برای گیاه بعدی سودمند نخواهد بود. رنگ رشته هاي اين گیاه سس نارنجي مايل به زرد است.مهم ترين ميزبان آن يونجه است . سس نه تنها طعم يونجه را به عنوان علوفه نامطلوب مي سازد بلكه آن را تا حدي نيز سمي مي نمايد. در صورت كنترل ننمودن آن محصولاز نظر كمي و كيفي كاهش يافته و عمر مزرعه كوتاه مي شود . ميزبان هاي ديگر اين سس عبارتاند از : چغندرقند. بعضي از سبزي هاي جاليز . شبدر قرمز . نخود سفيد. سسي كه معمولاً به علف هاي هرز كنار مزارع و جاده ها . به خصوص خارشتر ميزند . از اين نوع سس است. |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه دهم تیر 1387ساعت 13:39 توسط دانشجوی علوم دامی8443131
|
|
||
|
|
|
||||||
|
اکولوژی عمومی
مقدمههر موجود زندهای برای برخی از فرآوردهها و فرایندهای زیستی اساسی بطور انکارناپذیری به محیط زیست خود و بویژه به موجودات زنده دیگر وابسته است. لازمه بقا ، همبستگی گروهی است و بررسی چگونگی این همبستگیها مورد توجه دانش اکولوژی است. دانش اکولوژی مجموعه شناختهایی است که انسان درباره اثرات محیط بر روی موجودات زنده ، اثرات موجود زنده بر روی محیط و ارتباطات متقابل بین موجودات زنده دارد.
وقتی موجود زندهای از لحاظ بوم شناسی مورد مطالعه قرار میگیرد، هدف این است که معلوم شود، چرا موجود مورد نظر در محیطهای خاص و تحت شرایط معینی زندگی میکند؟ شرایط محیطی چه اثراتی بر موجود زنده دارند؟ و موجود زنده به نوبه خود چه تحولاتی در محیط پدید میآورد؟ طبیعی است که خود انسان به عنوان یک موجود زنده ، متاثر از عوامل محیط و موثر بر روی عوامل طبیعت در چارچوپ مطالعات اکولوژی از توجه و اهمیت ویژهای برخوردار است. تعریف جامعه گیاهیکوچکترین واحد اجتماعات گیاهی را جامعه گیاهی مینامند. یک جامعه گیاهی مانند سایر جامعهها از افراد متعددی تشکیل یافته است که در بعضی صفات با یکدیگر شباهت دارند و همین اشتراک منافع و وجود صفات مشترک سبب شده است که در شرایط واحد برویند و به طریق همزیستی معنوی با یکدیگر زندگانی کنند. بنابراین دو اجتماع گیاهی که از لحاظ سیمای ظاهری و ترکیب و صفات بوم شناختی (فراوانی ، بارز بودن یا غلبه ، تراکم ، اهلیت ، توانایی زیستی ، طبقه بندی ، وابستگی و ...) با یکدیگر مشابه باشند، جامعه گیاهی واحدی را تشکیل میدهند.
تعریف جامعه شناسی گیاهیدانشی که اجتماعات گیاهی را مورد بررسی قرار میدهد و درباره صفات مختلف آنها ، تغییرات حاصل از نفوذ شرایط محیط در اجتماعات مذکور و همچنین تکامل این اجتماعات بحث و گفتگو میکند، جامعه شناسی گیاهی نامیده میشود. دانش جامعه شناسی اعم از اینکه جامعه مورد نظر انسانی یا جانوری یا گیاهی باشد، هیچ گاه با یک فرد از آن اجتماع سروکار ندارد، بلکه با گروه و توده افراد در ارتباط است.
صفات بوم شناسیصفات بوم شناسی عبارتند از: فراوانی ، بارز بودن ، تراکم ، اهلیت ، توانایی زیستی ، طبقه بندی ، وابستگی و غیره.
صفات مختلف بوم شناختی ، جامعههای گیاهی را از یکدیگر مشخص میکند و سبب تمایز آنها از یکدیگر میشود. مثلا فراوانی ، تعداد افراد یک گیاه در واحد سطح است و غلبه معرف پوشش و سطحی است که گیاه اشغال کرده است. بنابراین فراوانی و غلبه یک گونه گیاهی ، در جامعههای مختلف متفاوت است و یک گیاه ممکن است فراوان باشد، ولی پوشش زیاد نداشته باشد. بالعکس گیاه دیگر هر چند به فراوانی نوع اول نباشد، ولی ممکن است پوشش زیادی داشته باشد و از لحاظ غلبه بر او پیشی بگیرد. بطور کلی در یک جامعه گیاهی یک یا دو گیاه غالب وجود دارد. گیاهان غالب ممکن است یک ساله ، چند ساله ، درختچه و یا درخت باشند که به نسبت بیشتری از محیط خود بهرهمند میشوند. نامی که به یک جامعه گیاهی داده میشود، از گیاهان غالب آن جامعه گرفته شده است. مانند جامعه راشستان و بیدستان. وابستگی گیاهان به جامعههای مختلف یکسان نیست. مثلا بعضی از گیاهان در جامعههای مختلف دیده میشوند و گیاه هر منطقهای محسوب میگردند. در حالی که بعضی دیگر در جامعههای محدودتری ظاهر میشوند، لذا نمیتوانند خود را با محیطهای مختلف و عوامل گوناگون سازش دهند و ناچار در همه جوامع دیده نمیشوند. بعضی دیگر فقط به جامعه خاصی بستگی دارند و در شرایط محدودی که در آن جامعه برایشان فراهم است، ظاهر میگردند. در چنین حالتی این گیاهان معرف آن جامعه محسوب میشوند. عوامل پراکنش گیاهانشرایط مختلف محیط در همه نقاط سطح زمین به یک میزان فراهم نیست و از این رو در نقاط مختلف ، گیاهان متفاوتی دیده میشوند. بطور کلی عوامل اکولوژی عبارتند از : عوامل آب و هوایی یا اقلیمی ، عوامل خاکی ، عوامل زیستی. این است که ترکیب و سیمای رستنیهای مختلف در هر گوشه جهان مشخص است و با نقاط دیگر تفاوت فاحش دارد. به عنوان مثال اختلاف تابش نور خورشید در عرضهای جغرافیایی مختلف در ترکیب و سیمای مدارات مختلف تغییراتی ایجاد میکند. بطوری که سیمای جنگلهای استوایی کاملا با سیمای جنگلهای معتدل فرق میکند.
با این حال اگر شرایط محیط در دو نقطه مساوی و یکنواخت باشد، نیز ممکن است در ترکیب رستنیهای آن دو نقطه اختلاف شدید مشهود گردد، زیرا موانع طبیعی بسیاری میتوانند از پراکنش گیاهان در نقاط مناسب جلوگیری کنند. عوامل طبیعی مانند اقیانوسها ، کوهها و بیابانها مانع کلی پراکندگی گیاهان در دو محیط مشابهاند و اگر این سدهای طبیعی ، قارهها و خشکیها را از یکدیگر جدا نمیساخت، شاید پراکنش بسیاری از گیاهان مختلف جهان سریعتر صورت میگرفت. عوامل آب و هواییگیاهان تحت تاثیر آب و هوا قرار گرفته و شکل زیستی خاصی مییابند، یعنی شکل و سیمای ظاهری آنها تا حدی تابع آب و هوای محیطشان میشود و در این صورت میتوانند کم و بیش از تقسیمات کلی آب و هوایی موثر واقع شوند. بدیهی است درختان و جنگلها همواره بر اثر تعریق ، مقدار متنابهی بخار آب دفع میکنند و بر مقدار بخار آب جو به میزان قابل ملاحظهای میافزایند. در این صورت مناطق جنگلی همواره در اثر باران مشروب میشوند و دارای آب و هوای مرطوباند. هر قدر تعداد درخت در محیطی کمتر باشد و به جای آن بوتههای گیاه و چمنزار سطح خاک را بپوشاند، به همان نسبت از بارندگی محیط و رطوبت زمین کاسته میشود.
دما و بارندگی از عوامل اقلیمی مهمی هستند که ظهور گونههای مختلف گیاهی و رویش آنها را تعیین میکنند. دما بر فعالیتهای تعرق ، تنفس ، رویش ، رشد و تولید مثل تاثیر میگذارد. بارندگی سالیانه عامل اصلی در تعیین انتشار گیاهان است. بطور کلی جنگلها ، نواحی پرباران را اشغال میکنند. صحراها در نواحی کم باران دیده میشوند و علفزارها در نواحی دارای بارندگی متوسط وجود دارند. نور سومین عامل اقلیمی مهمی است که در رشد گیاه ، گل دادن و فتوسنتز آن تاثیر بسزایی دارد. بسیاری از گونهها نیازهای نوری نسبتا معینی دارند. برخی از آنها مانند رستنیهای کف جنگل ، برای رشد به نور کم و بعضی دیگر مانند درختان به نور زیاد دارند. عوامل خاکیعواملی که در پراکنش ، رشد و بقای گیاه تاثیر میگذارند، عبارتند از: دمای خاک ، مقدار آب ، اکسیژن ، مواد آلی ، مواد کانی و درجه اسیدی خاک. دمای خاک در رشد گیاه بویژه از لحاظ تاثیر در جذب آب و مواد کانی ، عامل موثری به شمار میآید. در دماهای پایین ، دراز شدن ریشه متوقف گشته، سبب کندی نفوذ آن به طبقات واجد آب و مواد کانی میشود، لذا میزان جذب آب و مواد کانی کاهش مییابد. باکتریها نیز در خاک سرد غیر فعالاند. بنابراین مواد کانی به اندازه کافی در دسترس ریشه قرار نمیگیرد. در این صورت کشتکاران ناگزیرند از کودهای نیتروژندار استفاده کنند. دمای پایین خاک و هوا ، همراه با بادهای شدید ، سبب کوتاه ماندن گیاهان نواحی کوهستانی میشوند.
عوامل زیستیگیاهان در طبیعت همراه با سایر موجودات زنده ، اعم از جانور و گیاه ، زندگی میکنند و از این رو هر یک از آنها کم و بیش در زندگی موجودات دیگر تاثیر دارد. بطور کلی طبیعت میدان تنازع بقاست و ضعیف همواره مغلوب قویتر از خود میشود. جانوران و پستانداران گوشتخوار ، پستانداران علفخوار را طعمه خود میسازند و علفخواران از رستنیها و گیاهان وحشی تغذیه میکنند و کمک آنها به جامعه گیاهی فقط ریختن فضولات و تقویت جزئی خاک است.
خرگوش و موش و مورچه خسارات زیادی به جامعههای گیاهی وارد میسازند، ولی در اثر احداث راهروهای زیر زمینی خاک را تهویه میکنند و یا آنکه در پراکندگی دانهها و سایر فعالیتها بوم شناسی موثرند. بنابراین جانورانی که در جامعه گیاهی زیست میکنند، هر در وضع محیط زیستی خود موثرند و اثرات سودمند یا زیانبخش بر روی آن جامعه باقی میگذارند و حالت تعادل را برقرار میسازند، بطوری که از بین رفتن یکی از آنها موازنه طبیعی آن جامعه را بر هم میزند و دگرگون میسازد. تنازع بقا یکی از مسائل مهم زیستی جهان گیاهی و از خواص عمومی جوامع گیاهی به شمار میرود و در بین افراد یک گونه و یا گونههای مختلفی که در مجاورت یکدیگر میرویند و دارای نیازهای مشترکاند و به وجود دیگری نیاز ندارند، حکمفرماست. بنابراین تنازع بقا از مشخصات جامعههای گیاهی است.هنگامی که گیاه در شرایط مناسب میروید و در معرفی کمبود مواد غذایی و عواملی مانند نور و هوا واقع نشده است، یعنی ریشه آن به راحتی از آب و مواد غذایی استفاده میکند و ساقه و برگ آن نیز از نور و هوا بهرهمند میگردد و بطور کلی مزاحمتی برای گیاه مجاورش فراهم نمیسازد، مسئله تنازع بقا مفهومی ندارد. ولی پس از آنکه تعداد افراد رو به افزایش گذاشت و گیاهان مختلف با یکدیگر تماس نزدیک حاصل کردند و به عبارت دیگر ، اصطکاک منافع بین آنها ایجاد شد، گیاه قویتر ، گیاه ضعیفتر را حتی اگر از افراد همان گونه باشد، در مضیقه میگذارد و از شرایط زندگی و حق حیات محروم میسازد تا حدی که باعث از بین رفتن آن میشود. بنابراین تنازع بقا معرف کمبود مواد و عوامل مورد نیاز برای زندگی گیاه است و نشانگر آن است که آب و نور و مواد غذایی به حد کافی در اختیار کلیه گیاهان دیگر قرار ندارد.
توالی گیاهیبطور کلی مراحل تغییر تدریجی یک اکوسیستم را که در مدتی طولانی و در طول قرنها رخ میدهد، توالی گویند. در توالی بوم شناختی ، اجتماعات مختلف بطور متوالی و منظم در محل معینی پدید میآیند. ترتیب اجتماعات که از روی سنگ برهنه آغاز میشود و مثلا تا تشکیل یک جنگل بلوط و گردو ادامه مییابد، توالی اولیه نام دارد، یعنی قبلا اجتماعی در این محل وجود نداشته است.
در موارد دیگر اجتماعاتی که در گذشته بوده و از بین رفتهاند، همچنان بر ویژگیهای محیط فیزیکی اثر خواهند داشت. به عنوان مثال این اثر وقتی رخ میدهد که جنگلی با آتش سوزی ویران شود. توالی در این محل یعنی روی خاکی آغاز میشود که با فعالیتهای اجتماعات پیشین تعدیل شده است. بنابراین ترتیب اجتماعات در مناطقی که قبلا در آنها اجتماع زیستی وجود داشته، نمونههای توالی ثانویه هستند. بر گرفته از :http://daneshnameh.roshd.ir |
|||||||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم بهمن 1386ساعت 12:54 توسط دانشجوی علوم دامی8443131
|
|
|||||||
|
|
|
|
علفهای هرزبه علفهای هرزگروهی از گیاهان که میتوانند در حد بالایی از لحاظ کمی و کیفی به محصولات سالانه و دایمی در یک سال خسارت بزنند علفهای هرز میگویند. تقسیم بندی علفهای هرز از روی خصوصیات ساقه
تقسیم بندی ساقه از روی محیط زندگی
رده بندی گیاهشناسیسیستماتیک یا رده بندی گیاهی و جایگاه علفهای هرز در طبقه بندی گیاه شناسی: ـ گیاهان بدون آوند
ـ آوندداران
ـ: نهانزادان آوندی
ـ : دانه داران
ـ ـ : بازدانگان
ـ ـ : نهاندانگان
دولپه ایها
تک لپه ایها
دم اسبیان
سرخسهاالف: سرخسهای آبزی ب: سرخسهای خشکزی پرسیاوشان معمولی پرسیاوشان پاسیاه سرخس صخرهای سرخس مارزبان سرخس بسفایج (بسپایک) زنگیدارو سرخس پرعقابی سرخس پنجهای سرخس نر علفهای هرز دولپهایمعرفی علفهای هرز در مهمترین تیرههای دولپهای ● تیره اسپند (Zygophyllaceae) خارخسک ● تیره تاج خروس (Amarantaceae) تاج خروس سفید تاج خروس ریشه قرمز ● تیره اسفناج (Chenopodiaceae) اسفناج صحرایی سلمهتره علف شور خاردار ● تیره هفت بند (Polygonaceae) هفتبند دوزیست ترشک ● تیره گزنه (Urticaceae) گزنه وحشی ● تیره چتریان (جعفری) (Umbelliferae = Apiaceae) هویچ وحشی شانه ونوس (سوزن چوپان) ● تیره شب بو (Brassicaceae) کیسه کشیش تربچه وحشی خاکشیر ازمک قدومه ● تیره میخک (Caryophyllaceae) سیاهتخمه قلیانک گندمک جغجغک ● تیره گل راعی (Hypericaceae) علف چای ● تیره فرفیون (Euphorbiaceae) فرفیون ● تیره نخود (Fabaceae) خارشتر شیرینبیان خلر یونجه سیاه یونجه زرد شبدر سفید ماشک گلخوشهای ● تیره حنا (Lythraceae) توری ● تیره پنیرک (ختمی) (Malvaceae) گاوپنبه ختمی کنف وحشی پنیرک ● تیره شبدر ترشک (Oxalidaceae) شبدر ترشک ● تیره خرفه (Porthulacaceae) خرفه ● تیره آلاله (Ranunculaceae) سرخک (گل آتشین) زبان در قفا آلاله پنجهگربه آلاله خزنده ● تیره گل سرخ (Rosaceae) علف نقرهای تمشک وحشی ● تیره روناس (Rubiaceae) بی تی راخ (شیرپنیر) ● تیره گاوزبان (Boraginaceae) گاوزبان بدل فانوس آبی ● تیره کاسنی (مرکبان) (Asteraceae = Compositae) بومادران تلخه بابونه گندواش گلرنگ وحشی گل گندم کاسنی کنگر صحرایی (خارلته) علف اسب (شیخ بهار) شکرتیغال گالینسوگا زلف پیر کنگر خوراکی شیرتیغک گل قاصد شنگ توق توق خاردار ● تیره بارهنگ(Plantaginaceae) بارهنگ برگ نیزهای بارهنگ کبیر ● تیره پیچک (Convolvulaceae) پیچک صحرایی پیچک سفید ● تیره سس (Cuscutaceae) سس ● تیره گل جالیز (Orobanchaceae) گل جالیز ● تیره گل میمون (Scrophulariaceae) گل ماهور سیزاب ایرانی ● تیره سیب زمینی (Solanaceae) داتوره تاج ریزی سیاه عروسک پشت پرده ● تیره خشخاش (Papaveraceae) شقایق گل عروس بنفش ● تیره شمعدانی (Geraniaceae) نوک لک لکی شمعدانی وحشی ● تیره نعناء (Lamiaceae = labiatae) غربیلک پونه آبی ● تیره دارواش (Loranthaceae) دارواش ● تیره اقطی (Caprifoliaceae) اقطی ● تیره سرخاب کولی (Phytolaccaceae) ● تیره نیلوفر آبی (Nymphaceae) علفهای هرز تکلپهایمعرفی علفهای هرز در مهمترین تیرههای تک لپهای ● تیره تیرکمان آبی (Alismaceae) قاشقواش تیرکمان آبی ● تیره زنبق (Iridaceae) زنبق ● تیره سازو (سماریان) (Juncaceae) سازو ● تیره پیاز (Aliaceae) سیر وحشی ● تیره جگنیان (Cyperaceae) اویارسلام بذری اویارسلام زرد اویارسلام ارغوانی پیزر (تزک) ● تیره عدسک آبی (Lemnaceae) عدسک آبی ● تیره لویی (Typhaceae) ● تیره سل واش (Pontederiaceae) سلواش ● تیره گندمیان (Poaceae = Geraminae) آجیلوپس (دانه تسبیح) بیدگیاه دم روباهی باریک علف پشمکی علف باغ سوروف پنجه مرغی مرغ مرغ خوشه سرخ سه چکه واش بندواش قیاق ارزن وحشی (چسبک) چمن یکساله (پوآ) خونیواش ارزن وحشی چچم حلفه (زلف شیطان) جوی وحشی فلوم لرزانک ولپیا شالدم شال تسبیح یولاف وحشی ● تیره روپیاسه (Ruppiaceae) ● تیره تیزک (Najadaceae) ● تیره هیدروکاریداسه (Hydrocharidaceae) ● تیره بارهنگ آبی (Potamogetonaceae) ● تیره سراتوفیلاسه (Ceratophyllaceae) منابعواحدی، علی، (عضو هیات علمی دانشگاه آزاد اسلامی)، علفهـای هـــرز، جلد اول: شناسایی علفهای هرز (ریخت شناسی، طبقه بندی گیاهشناسی و معرفی گونهها)، ۱۳۸۴ خ. |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم بهمن 1386ساعت 12:49 توسط دانشجوی علوم دامی8443131
|
|
||
|
|
|
|
|
لوبيا روغني
گرده افشاني در لوبيا روغني بصورت خودگشني است . ميزان دگرگشني به فعاليت حشرات بستگي دارد . نيامهاي رسيده برنگهاي زرد ، خاكستري ، قهوه اي يا سياه ديده مي شود . سازگاری: لوبيا روغني گياهي است كوتاه روز كه بيش از هر محصول زراعي ديگر نسبت به طول روز حساسيت نشان مي دهد . لوبيا روغني در گروه گياهان گرمادوست قرار دارد و از اين لحاظ تا حد زيادي مشابه ذرت است . به گرما و نور فراوان نياز دارد و به سايه اندازي علفهاي هرز حساس است . لوبيا روغني به خشكي حساس است . بذر در مرحله سبز شدن به زيادي رطوبت نيز حساسيت نشان مي دهد . به شوري خاك حساس است . اسيديته حدود خنثي تا كمي اسيدي براي آن مناسب مي باشد . ارقام لوبيا روغني را مي توان از لحاظ مورد مصرف در سه گروه علوفه اي روغني و حبوبات قرار داد . تناوب زراعی: بطور كلي موقعيت لوبيا روغني در تناوب زراعي همانند حبوبات است و مي توان بعنوان فزاينده باروري خاك در تناوب قرار گيرد . شبدر ـ ذرت ـ گلرنگ ـ گندم يونجه ـ سيب زميني ـ حبوبات ـ گلرنگ ـ جو ـ آيش کود شیمیایی: . چنانچه لوبيا روغني براي اولين بار در مزرعه اي كشت مي شود بهتر است بذر آنرا با باكتري تثبيت كننده ازت تيمار نمود . توليد هر تن دانه لوبيا روغني موجب خروج 60 تا 70 كيلو ازت ، 15 الي 20 كيلو اكسيد فسفر و 20 تا 25 كيلو اكسيد پتاسيم از خاك مي گردد . لوبيا روغني توان زيادي در جذب مواد غذايي از خاكهاي فقير دارد و همانند بادام زميني مي تواند در اين خاكها رشد خوبي داشته باشد ، بهرحال براي حصول حداكثر عملكرد لازم است كه مواد غذايي كافي در خاك قرار داد . مقدار كود مورد نياز لوبيا روغني مي تواند صفر تا 120 كيلو در هكتار ازت و 45 تا 90 كيلو اكسيد فسفر باشد . در اين شرايط ممكن است تا حدود 50 كيلو در هكتار اكسيد پتاسيم نياز باشد . تاریخ کاشت: حداقل حرارت خاك براي جوانه زدن و سبز شدن لوبيا روغني حدود 15 درجه سانتيگراد و حرارت مطلوب آن حدود 30 درجه سانتيگراد است . آبیاری: معمولاً اولين آبياري را بلافاصله پس از كاشت انجام و خاك را تا عمق حدود يك متر خيس مي كنند . دومين آبياري بفاصله كمي بعد از آبياري اولي و بسيار سبك انجام مي شود تا سبز شدن تسهيل گردد . کنترل علفهای هرز: توان لوبيا روغني در مقابله با علفهاي هرز ، بخصوص در شرايط افزايش فاصله رديفهاي كاشت بسيار كم است . لوبيا روغني به بسياري از علف كشها حساس است . علف كشهاي قبل از كاشت مانند تريفلورالين ، اپتام و لاسو و علف كشهاي قبل از سبز شدن مانند داكتال را مي توان براي كنترل علفهاي هرز لوبيا روغني مورد استفاده قرار داد . آفات و امراض: از آفات اختصاصي لوبيا روغني مي توان پروانه دانه خوار Etillo zinkenella را نام برد كه به ساير حبوبات نيز خسارت مي زند . كنترل اين آفت با شخم پائيزه ، يخ آب زمستانه و تناوب زراعي بصورت عدم كاشت كليه حبوبات براي 2 تا 3 سال در ناحيه امكان پذير است . كنترل شيميايي با مشاهده مداوم مزرعه از اوايل رشدو انجام سمپاشي با ظهور پروانه ها و مشاهده اولين آثار خسارت امكان دارد . استفاده از سموم گوزاتيون و ديپرتكس و تكرار سم پاشي پس از 7 الي 10 روز از نوبت اول توصيه شده است . بيماريهاي سفيدك داخلي لوبيا روغني ، بيماري لكه ارغواني لوبيا روغني و موزائيك لوبيا روغني بطور پراكنده و با خصارت غير اقتصادي در مزارع لوبيا روغني ايران مشاهده شده اند . ظاهراً عامل بيماري بوته ميري لوبيا روغني در ايران قارچي است بنام Rhizoctonia solani فآفت كه ساپروفيت اختياري است . مبارزه با اين قارچ با انتخاب ارقام مقاوم ، زهكشي زمين و ضد عفوني بذر بوسيله قارچ كشهاي سيستميك مانند تيابندازول و بنوميل مي باشد . برداشت: معمولاً برداشت لوبيا روغني هنگامي انجام مي شود كه نيامها زرد و خشك شده اند موارد استفاده: دانه خشك لوبيا روغني 14 تا 20 درصد روغن و 30 الي 40 درصد پروتئين داد . ارقام روغني داراي پروتئين كمتر و روغن بيشتري هستند . كنجاله لوبيا روغني را براي تغذيه دام مصرف مي نمايند . اما مصرف كنجاله لوبيا روغني در كشورهاي صنعتي براي تهيه گوشت گياهي با گوشت لوبيا روغني در كشورهاي صنعتي براي تهيه گوشت گياهي يا گوشت لوبيا روغني معمول است . منبع: http://www.zeraat-g.blogfa.com/ B.Jamshidi |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه هجدهم مرداد 1386ساعت 7:44 توسط دانشجوی علوم دامی8443131
|
|
||
|
|
|
|
|
كتان
بزرك يا كتان با نام علمي Linum ustatissimum گياهي است يكساله از تيره كتان (Linaceae) كه بصورت بوته اي ايستاده رشد مي كند . ريشه مستقيم بزرك و كتان نفوذ عمقي به داخل خاك نداشته و بيشتر در لايه فوقاني خاك پراكنده است . ميوه بزرك و كتان بصورت كپسول يا غوزه كوچكي است . سازگاری: بزرك و كتان محصولي است سرمادوست كه همانند گندم در بهار و نيز در پائيز ( بسته به سرماي زمستان ) كاشته مي شود . گياهچه سرماي زير صفر ( 4- تا 6- درجه سانتيگراد ) و بوته هاي استقرار يافته سرماي نسبتاً شديد ( تا 10- درجه سانتي گراد ) را بخوبي تحمل مي كند . اما گياه بعد از گلدهي به سرما حساس مي شود . بزرک و کتان ماهیتا بلند روز می باشد. کود شیمیایی: مقدار 45 الي 60 كيلوگرم ازت و 35 تا 45 كيلوگرم اكسيد فسفر براي هر هكتار زمين بزرك مناسب مي باشد . توليد هر تن الياف به حدود 80 كيلوگرم ازت ، 70 كيلوگرم اكسيد پتاسيم و 40 كيلوگرم اكسيد فسفر نياز دارد . تاریخ کاشت: تاريخ كاشت بزرك و كتان تحت تأثير دو عامل سرما و زمان توسعه علهاي هرز قرار دارد کنترل علفهای هرز: كنترل علفهاي هرز بزرك و كتان با عمليات تهيه بستر ، تناوب زراعي با محصولات وجيني ، تراكم بالاي بوته و استفاده از علف كشها انجام مي شود . علف كشهائي مانند MCPA , Diallate , TCA , Diuron بصورت قبل از سبز شدن قابل استفاده است . علف كشهائي مانند DNOC , MCPA را مي توان براي كنترل علفهاي هرز مزرعه تا قبل از شروع رشد جوانه گلها استفاده نمود . آفات و امراض: آفت اختصاصي بزرك با خسارت اقتصادي در ايران گزارش نشده است . از بيماريهاي مهم بزرك در ايران زنگ كتان است . عامل بيماري قارچي است به نام علمي Melampsora lini كه بخصوص در نواحي مرطوب خسارت زيادي وارد مي سازد . علائم اوليه بيماري بصورت لكه هاي نارنجي رنگي از اسپور قارچ بر روي ساقه ها ، برگها و گلها مي باش د. اين اسپورها توسط باد انتشار مي يابد . در اواخر فصل ، لكه هاي سياه رنگي در محل لكه هاي نارنجي پديدار مي شود . لكه هاي سياه در حقيقت اسپورهائي است كه همراه با بقاياي گياهي از سالي به سال ديگر انتقال مي يابد . برداشت: بزرك را هنگامي برداشت مي كنند كه بيش از 75 درصد كپسولها رسيده باشد كپسول و دانه رسيده قهوه اي رنگ بوده و دانه در كپسول بحالت آزاد تكان مي خورد . بزرك را مي توان به كمباين غلات برداشت نمود .
كنف
كنف با نام علمي Hibiscus cannabinus L. گياهي است يكساله از تيره پنيرك (Malvaceae) ميوه كنف بصورت كپسول است . سازگاری: كنف از محصولات نواحي گرم و مرطوب است . به يخبندان حساب و به يك فصل رشد بدون يخبندان حداقل 200 روزه نياز دارد . كنف ما هيتا گياهي كوتاه روز است ولي حساسيت آن به طول روز كمتر از لوبيا روغني است . نياز كنف به آب زياد است . كنف به شوري خاك نسبتاً مقاوم است . تناوب زراعی: كنف از گياهاني است كه حاصلخيزي خاك را به شدت مورد استفاده قرار داده و خاك را ضعيف مي سازد . از تناوبهاي مناسب كنف مي توان به تناوبهاي زير اشاره نمود : شبدر ـ ذرت ـ كنف ـ آيش شبدر ـ كنف ـ گندم كنف ـ نخود يا لوبيا ـ ذرت يا برنج ـ آيش کود شیمیایی: حدود 90 كيلو ازت ، 140 تا 180 كيلوگرم اكسيد فسفر و در صورت ضرورت 100 كيلوگرم اكسيد پتاسيم براي هر هكتار مناسب است . بهتر است ثلث تا نيمي از كل ازت را قبل از كاشت و بقيه را بصورت سرك و 1 تا 5/1 ماه بعد از سبز شدن به خاك داد . تاریخ کاشت: حداقل حرارت براي جوانه زدن بذر كنف حدود 13 درجه سانتيگراد است . عامل ديگري را كه مي بايستي در انتخاب تاريخ كاشت در نظر گرفت جلوگيري از برخورد تاريخ برداشت با هواي خشك در اول پائيز است . آفات و امراض: آفتي اختصاصي براي كنف در ايران شناسائي نشده است . ولي بطور كلي آفات كنف با پنبه مشترك است .
گلرنگ
گلرنگ گياهي است كه بصورت بوته اي استوار رشد مي كند . ميوة گلرنگ همانند ميوة آفتابگردان به صورت فندقه است . دانه از نظر شكلي شبيه يك دانة كوچك آفتابگردان است و به رنگهاي سياه ، زرد ، سفيد يا كرمي با سطح خارجي صاف ديده مي شود . ذخيرة روغن در لپه ها انجام مي شود . وزن هر دانة گرنگ از 35 تا 50 گرم متغير مي باشد . سازگاری: گلرنگ گياهي بلند روز است ، اما گلدهي آن در هواي گرم بميزان قابل توجهي جلو مي افتد . گياهچه هاي جوان به سرما مقاومند . اما گياه با انتقال از مرحلة رويشي به مرحلة زايشي به سرما حساس مي گردد . گلرنگ به گرما نيز مقاوم است و در صورت وجود رطوبت كافي در خاك مي تواند ماكزيمم حرارتهاي حدود 40 درجة سانتيگراد را تحمل كند . به هواي مرطوب بخصوص در دوران گلدهي علاقمند نيست . زيادي رطوبت هوا در اين دوره گلدهي موجب توسعه بيماريها و افت عملكرد مي گردد . گلرنگ با داشتن ريشة عميق و توسعه يافتگي به خشكي مقاوم است . اما مقاومت آن به خشكي از جو كمتر مي باشد . گلرنگ به آب ايستادگي و كمبود تهويه نيز حساس است . گلرنگ خاكهاي عميق ، داراي بافت متوسط و اسيديتية حدود خنثي را ترجيح مي دهد . تناوب زراعی: گلرنگ به بيماريهاي خاكزي حساس بوده و نبايستي بيش از يكبار طي چهار سال متوالي در يك قطعه زمين كاشته شودو يا با گياهان حساس به بيماري بوته ميري جاليز در تناوب قرار گيرد . مثالهايي از تناوب گلرنگ در كشت بهاره آبي بصورت زير است : شبدر ـ ذرت ـ گلرنگ ـ گندم يونجه ـ سيب زميني ـ حبوبات ـ گلرنگ ـ جو ـ آيش کود شیمیایی: توليد هر تن دانه گلرنگ موجب خروج 25 تا 30 كيلو ازت ، 7 تا 12 كيلو اكسيد فسفر (p2o5) و 10 تا 15 كيلو اكسيد پتاسيم (K2o) از خاك مي گردد . ميزان كود مصرفي در كشت آبي معمولاً 50 الي 90 كيلوگرم در هكتار ازت خالص و 40 تا 70 كيلوگرم در هكتار اكسيد فسفر مي باشد . تاریخ کاشت: هنگامي كه حرارت خاك در عمق كاشت در حدود 5 درجه سانتيگراد باشد ، گلرنگ طي دو هفته يا كمي بيشتر سبز مي شود . گلرنگ بصورت يك محصول پائيزه كشت مي شود ، تاريخ كاشت آن همزمان با كمي ديرتر از گندم و جو مي باشد . کنترل علفهای هرز: كنترل علفهاي هرز قبل از كاشت و نيز تهية بستر عاري از علف هرز ضرورت دارد . از علف كشهايي ماننند ابتام و تريفلورالين بصورت قبل از كاشت و از طريق اختلاف آنها با خاك تا عمق 10 سانتي متر مي توان استفاده و محصول را براي حدود 2 تا 3 ماه بعد از سبز شدن در مقابل بسياري علفهاي هرز محافظت نمود . براي كولتيوا تورزدن مي بايستي روزهاي آفتابي را انتخاب كرد تا علفهاي هرزي كه ريشه كن شده است امكان استقرار مجدد پيدا ننمايد . پس از سبز شدن بوته ها بهتر است فقط بين رديفها را كولتيواتور زد ، هر چند كه در صورت تراكم زياد بوته مي توان تا قبل از رشد ساقه ها نيز روي رديف هاي كاشت را با وسايل سبك و بطور سطحي كولتيواتور زد . آفات و امراض: مگس گلرنگ (Acanthiophilus helianthi) . در تمام نقاطي از ايران كه گلرنگ كاشته مي شود يافته شده و خسارت قابل توجهي به اين محصول وارد مي سازد . خسارت آفت مربوط به لارو آن است كه ابتدا از قسمتهاي نرم برگ مي خورد و بعد به دانه حمله كرده و محتويات دانه را از بين مي برد . در نتيجه خسارت لارو ، حفره هايي به طول 1 تا 5/1 سانتيمتر در طبق بوجود مي آيد . و استفاده از سمومي مثل ديپتركس و دپازينون و سمپاشي در زمان ظهور مگسها مي باشد . حضرات ديگري نيز به گلرنگ خسارت وارد مي سازد كه عبارتند از سنگ تخم گلرنگ ، پروانه طبق خوار گلرنگ ، پروانه كارادرينا و كرم برگخوار پنبه . اين آفات اهميت اقتصادي كمتري نسبت به مگس گلرنگ در ايران دارد . از بيماريهاي مهم گلرنگ در ايران مي توان زنگ گلرنگ و بوته ميري گلرنگ را نام برد . عامل بيماري زنگ گلرنگ قارچي است به نام Puccinia carthami كه ازطريق خاك ، بقاياي گياهي و دانه انتقال مي يابد برگهاي گياه مبتلا به زنگ زرد شده و بالاخره گياه خشك شده و مي ميرد ، كنترل بيماري با استفاده از ارقام مقاوم ، كاشت بذر سالم و غير آلوده ، ضد عفوني بذر با سموم قارچ كش قبل از كاشت ، سوزانيدن بقاياي گياهي آلوده و تناوب زراعي انجام پذير مي باشد . بيماري بوته ميري گلرنگ نيز در تمام مناطق گلرنگ كاري مشاهده مي شود و كم و بيش خسارت وارد مي سازد عامل بيماري قارچي است به نام Phytophthora drechsleri كه بوسيه خاك و بقاياي گياهي آلوده ، رعايت تناوب زراعي و عدم كاشت گياهان حساس در تناوب امكان پذير است . بيماري بوته ميري گلرنگ با بوته ميري جاليز مشترك است . برداشت: برداشت گلرنگ را مي بايستي بلافاصله پس از خشك شدن و قهوه اي شدن برگها و نيز خشك شدن و سخت شدن دانه هاي وسط طبق انجام داد . با اينكه ريزش خودبخودي دانه كم است و خوابيدگي اتفاق نمي افتد ولي خشك شدن بيش از حد بوته ممكن است موجب ريزش دانه در موقع برداشت گردد . موارد استفاده: دانه گلرنگ داراي 25 الي 45 درصد روغن 120 تا 24 درصد پروتئين و 35 الي 60 درصد پوسته مي باشد . روغن گلرنگ در طباخي ، تهيه صابون ، رنگ ، ورنيس و مواد پوشاننده مشابه مصرف مي شود . كنجاله گلرنگ حدود 23 درصد پروتئين و 35 درصد فيبردار و بعنوان نيمه مكمل پروتئين در تغذيه دام و طيور مورد استفاده قرار مي گيرد . |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه هجدهم مرداد 1386ساعت 7:43 توسط دانشجوی علوم دامی8443131
|
|
||
|
|
|
|
|
آفتابگردان
آفتابگردان ريشه مستقيم و توسعه يافته اي دارد كه پتانسيل نفوذ آن در خاك به سه متر مي رسد . پهنك برگهاي كه در معرض نور است همراه با خورشيد تغيير جهت داده و همواره به حالت تقريباً عمود بر اشعه آفتاب قرار مي گيرد . پهنك برگ هنگام صبح بسوي شرق ،هنگام غروب بطرف غرب و ظهر رو به بالا مي باشد . گل آذين آفتابگردان طبق يا كپه اي است . لقاح به دليل اينكه پرچمها زودتر بلوغ مي يابد غالباً از نوع دگرگشني است . ميوه آفتابگردان نوعي فندقه است كه در اينجا با دانه مترادف گرفته مي شود . رنگ دانه از سفيد تا سياه با خاكستري خط دار و بسته به رقم تغيير مي كند . هر چه درصد وزني پوسته كمتر باشد درصد وزني روغن بيشتر خواهد بود . سازگاری: آفتابگردان از نظر عكس العمل نسبت به طول روز بي تفاوت بشمار مي رود ولي به نور فراوان نياز دارد . آفتابگردان ريشه توسعه يافته اي دارد كه گياه را به خشكي مقاوم مي سازد ، مشروط بر آنكه خاك عميق بوده و تراكم و ساختمان خاك محدود كننده رشد ريشه نباشد . آفتابگردان به شوري خاك نسبتاً مقاوم است و در محدوده اي از اسيديتيه خنثي رشد خوبي دارد . تناوب زراعی:موقعیت آفتابگردان در تناوب زراعي مشابه ذرت است و معمولاً بعد از بقولات علوفه اي بعنوان اولين يا دومين محصول وجيني كاشته مي شود ، در صورت وجود و گسترش بيماريهاي ريشه اي نبايستي با گياهاني مانند نخود ، چغندر قند و سيب زميني كه بيماريهاي ريشه اي مشابه دارد در تناوب قرار گيرد . مثالهايي از تناوب آن در شرايط آبياري بشرح زير است . علوفه چند ساله ـ پنبه ـ آفتابگردان ـ گندم ـ جو ـ آيش ـ شبدر ـ آفتابگردان ـ گندم ـ جو کود شیمیایی: توليد هر تن دانه آفتابگردان موجب خروج 40 تا 60 كيلو ازت ، 15 تا 33 كيلو اكسيد فسفر( p2o5) و 75 تا 120 كيلو اكسيد پتاسيم (K2o) از خاك مي گردد . معمولاً ثلث تا نصب كود از ته را قبل از كاشت و بقيه را همراه با آخرين وجين مكانيزه به خاك اضافه و بلافاصله آبياري مي كنند . تاریخ کاشت: حداقل حرارت لازم براي جوانه زدن بذر آفتابگردان حدود 8 تا 10 درجه سانتيگراد در خاك است . معمولاً اين حرارتها در خاك با رسيدن ميانگين شبانه روزي حرارت هوا به 10 تا 15 درجه سانتيگراد تأمين مي گردد . کنترل علفهای هرز: كنترل علفهاي هرز با استفاده از علف كشها بسيار مطلوبست . از علف كشهايي كه بصورت قبل از كاشت جهت كنترل بذر علفهاي هرز مختلف در آفتابگردان قابل مصرف است مي توان اپتام (Eptam) و تريفلور الين Ttifluralin را مورد اشاره قرار داد . اين علف كشها را مي توان قبل از پشته بندي روي خاك پاشيد ، با ديسك تا عمق 10 سانتي متري با خاك مخلوط و سپس پشته بندي كرد . ميزان مصرف اپتام 4 تا 5 ليتر از مولسيون 75 درصد و ميزان مصرف تريفلورالين حدود 2/1 ليتر در خاكهاي سبك ، 8/1 ليتر در خاكهاي متوسط و 4/2 ليتر در خاكهاي سنگين از امولسين 48 درصد مي باشد . آفات و امراض: مهمترين آفت اختصاصي آفتابگردان در ايران پروانه دانه خوار آفتابگردان با نام علمي Homoeosoma nebulella است . لارو اين پروانه به رنگ عمومي شكري و سر قهوه اي رنگ از برگ و گلها تغذيه و سپس به دانه حمله مي كند . در هر حال مي توان از سموم تيودان و ديازينون در دو نوبت يكي همزمان با تشكيل گلها و ديگري حجدود 10 روز بعد استفاده نمود . انهدام بقاياي گياهي آلوده از طريق سوزانيدن يا شخم بقايا جهت از بين بردن لاروها و شفيره هاي زمستان گذران مفيد است . مؤثرترين روش مبارزه با اين آفت استفاده از ارقام مقاوم است . حشرات ديگري كه در ايران به آفتابگردان حمله مي كند عبارتند از شب پره زمستاني ، سوسكهاي گرده خوار و پروانه كار ادربنا . اين آفت اهميت اقتصادي زيادي ندارد . از بيماريهاي مهم آفتابگردان در ايران مي توان سفيدك داخلي وزنگ آفتابگردان را نام برد . عامل بيماري سفيدك داخلي قارچي است بنام Plasmopora helianthi كه بوسيله خاك و بذر آلوده انتقال ،از طريق ريشه به نبات سرايت و بحال سيستميك در مي آيد . مبارزه با اين بيماري انتخاب بذر غير آلوده ، ضد عفوني بذر با سموم قارچ كش مانند گرانوزان يا مركوران به ميزان 2 در هزار ، تناوب زراعي ، كندن و سوزاندن بقاياي گياهي آلوده و كشت ارقام مقاوم انجام پذير است . عامل بيماري زنگ آفتابگردان قارچي است بنام Puccinia helianthi رشد و نمو اين قارچ سب پيدايش لكه هاي برچسته و پراكنده اي به رنگ قهوه اي تيره در پشت برگها مي گردد كه در نهايت منجر به رد شدن و ريزش برگها مي شود . مهمترين راه مقابله با اين بيماري استفاده از ارقام مقاوم است . سمپاشي محصول با گل گوگرد يا تركيبات قارچ كش ديگر در صورت اقتصادي بودن مؤثر است . برداشت:رسيدگي دانه ها بتدريج و از خارج طبق آغاز و بسمت داخل ادامه مي يابد . برداشت زود هنگام موجب افت عملكرد و تأخير در برداشت موجب ريزش و افزايش خسارت پرندگان ، بخصوص گنجشك مي گردد . بطور كلي ، برداشت هنگامي انجام مي شود كه پشت طبق به رنگ زرد مايل به قهوه اي درآمده و برگكهاي كناري طبق قهوه اي شده باشد . موارد استفاده: دو مصرف اصلي دانه آفتابگردان بصورت روغن گيري و مصرف آجيلي است .انواع آجيلي دانه درشت تري نسبت به انواع روغني داشته و حدود 25 تا 20 در صد روغن دارد . ميزان پروتئين دانه در آفتابگردان حدود 17 درصد است . ظاهراً هر چه دوران رسيدگي دانه با هواي خنك تري روبرو گردد بر درصد اكسيد چرب اشباع لينولائيك در روغن اضافه مي شود و بر ارزش غذايي آن افزوده مي گردد . ساقه آفتابگردان فيبر زيادي داشته و در صنعت كاغذ سازي و تهيه سلولز مصرف دارد . ساقه از نظر ازت ، كلسيم و پتاسيم نيز غني است و اضافه كردن آن به خاك موجب افزايش ماده آلي و حاصلخيزي خاك مي گردد .
بادام زميني
گلها كامل و خودگشن مي باشد . دگرگشني به فعاليت حشرات بستگي داشته و حداكثر به 2 درصد مي رسد . ميوه بصورت نيامي ناشكوفا و تقريباً استوانه اي شكل رشد مي كند . ديوارة نيام بصورت مشبك است و در فاصله دانه ها فرو رفته مي باشد . سازگاری: بادام زميني گياهي اس گرما دوست كه به هواي گرم و آفتاب فراوان و يك فصل رشد بدون يخبندان 200 روزه محتاج است . بادام زميني نياز فراوان به آب دارد و بخصوص از هنگام گرده افشاني تا دو هفته قبل از رسيدگي به كمبود رطوبت خاك حساس مي گردد . بادام زميني از نظر حاصلخيزي خاك بسيار كم توقع است و در خاكهاي شني فقير با مادة آلي كم عملكردي كاملاً اقتصادي توليد مي كند . تناوب زراعی: در انتخاب تناوب زراعي بادام زميني مي بايستي به نكات زير توجه داشت : 1) بادام زميني ممكن است در خاكهاي فقيري كاشته شود كه براي ساير محصولات مناسب نباشد . 2) بادام زميني مقدار زايدي از مواد غذايي خاك را مي گيرد . زيرا بقاياي گياهي نيز از زمين خارج مي گردد . بادام زميني در بعضي از بيماريهاي خاكزي مانند بوته ميري باكتريايي با گياهان تيرة گوجه فرنگي مشترك است . مثالهايي از تناوب هاي بادام زميني عبارتند از : بادام زميني ـ ذرت خوشه اي ـ پنبه ـ آيش بادام زميني ـ ( كود سبز ) ، پنبه ـ ذرت خوشه اي کود شیمیایی: بطور كلي هر يك تن بادام زميني ( نيام كامل ) با 5/1 تا 2 تن علوفه همراه آن حدود 60 تا 75 كيلوگرم ازت ، 10 تا 15 كيلوگرم اكسيد فسفر ، 400 تا 50 كيلوگرم اكسيد پتاسيم و 40 تا 50 كيلوگرم اكسيد كلسيم از خاك خارج مي كند . چنانچه كود شيميايي زيادي براي محصول قبل مصرف شده باشد به اضافه كردن كود به زمين بادام زميني نيازي نيست . تاریخ کاشت: حداقل درجه حرارت خاك براي جوانه زدن بادام زميني حدود 10درجة سانتي گراد است . آبیاری: حساسيت به كم آبي و نياز به آب در بادام زميني از زمان تشكيل جوانه گلها تا نزديك به دو هفته قبل از رسيدگي زياد است . کنترل علفهای هرز: میتوان از علف کشهایی مانند امولسیون 43 درصد آلاکلر(لاسو)به میزان 4تا5 لیتر یا امولسیون 48 درصد یفلورالین به میزان 1/2 تا 1/8 لیتر در هکتار بصورت قبل از کاشت استفاده بعمل آورد . این علف کشها محصول را 2تا 3 ماه بعد از مصرف در برابر اکثر علفهای هرز محافظت میکند. آفات و امراض: بعضي از آفات عمومي مثل زنجره باقلا ، كرم غوزه پنبه و پروانه كارادينا به بادام زميني نيز خسارت وارد مي سازد . بيماري لكه برگي بادام زميني عامل بيماري قارچي است بنام Cercospora personata كه روي بقاياي گياهي آلوده زمستان گذراني نموده و اسپور آن توسط باد منتشر مي گردد . پوسيدگي پايه تخمدان ، ريزش برگها و نيامها و يا كوچك ماندن نيامها از نتايج اين بيماري مي باشد . كنترل بيماري با استفاده از ارقام مقاوم ، تناوب حداقل سه ساله ، تقويت محصول و بالاخره استفاده از سموم قارچ كش مانند زينب و مانب امكان پذير است . برداشت: زمان برداشت با آثار زردي خفيف برگها و بررسي نيامها مشخص مي شود .در برداشت مكانيزه ابتدا قسمتهاي هوائي را با علف زن ( موور ) قطع كرده و سپس با دستگاهي مشابه دستگاه برداشت سيب زميني و در صورت عدم دسترسي به اين دستگاه با دستگاه معمولي برداشت سيب زميني بادامها را خارج كرده و بصورت رديفي روي زمين قرار مي دهند . موارد استفاده: دانه از نظر فسفر و ويتامينهاي گروه B نيز غني است . مقدار انرژي ، قابليت هضم و كيفيت پروتئين دانه بسيار زياد مي باشد . يكي از مصارف مهم ارقام كم روغن بصورت آجيل است . كنجاله بادام زميني را كه 40 تا 50 درصد پروتئين پر كيفيت دارد بعنوان مكمل پروتئين در جيره دام بكار مي برند . علوفه بادام زميني حدود 7 درصد پروتئين دارد و براي تغذيه دام بسيار مطلوبست ولي كيفيت علوفه به روش خشك كردن و جمع آوري آن و بخصوص ميزان برگ بستگي دارد . منبع:http://www.zeraat-g.blogfa.com/ |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه هجدهم مرداد 1386ساعت 7:42 توسط دانشجوی علوم دامی8443131
|
|
||
|
|
|
|
|
ذرت
آمریکایی ها اولین استفاده کنندگان از ذرت بودند ذرت تا قبل از سال 1492 میلادی (سال کشف آمریکا) در قاره آسیا، اروپا و آفریقا بعنوان یک گیاه زراعی شناخته شده نبود. اما این گیاه را از قرنها قبل در آمریکا مرکزی می شناختند و توسط مردم سرخ پوست آمریکا کشت می شد و بهمین سبب نام لاتین آن از یکی از طوایف سرخ پوست بنام Marisi Mahig گرفته شده است.
کریستف کلمب کاشف آمریکا برای اولین بار دانه ذرت را از آمریکا به اروپا برد و نام Mais را به آن داد. سپس طی سالیان دراز بذر ذرت از طریق کشور پرتقال به آفریقا و جنوب اروپا تا هندوستان و چین برده شد. حدس زده می شود که دانه این گیاه مانند غلات دارای پوشینه هایی بوده و بر حسب جهش بصورت بلال امروزی درآمده است.
سالیانه بیش از صد میلیون هکتار از اراضی زراعی دنیا به کشت ذرت اختصاص پیدا می کند و بعد از گندم بزرگترین سطح کشت را اشغال می کند، در حالیکه تولید محصول آن بعد از گندم و برنج قرار دارد. اهمیت محصول و بالا بودن سطح زیر کشت زیاد این گیاه بعلت قدرت تطابق آن با شرایط گوناگون اقلیمی می باشد، بدین جهت جزو عمده ترین محصولات مناطق معتدله، معتدله گرم، نیمه گرمسیر و مرطوب بشمار میرود. این گیاه بعلت ارزش غذایی خاصی که دارد مورد توجه کشورهای مکزیک، پرو، کشورهای آمریکای مرکزی و اغلب کشورهای آمریکای جنوبی قرار دارد. طبق شواهد مختلف و متعدد چنین به نظر می رسد که کشت و کار ذرت قرنها قبل توسط بومیان این مناطق نیز رواج داشته و آنها در اصلاح آن سهم زیادی داشته اند و حتی ارقامی از آن تهیه کرده اند. ذرتی که مورد توجه خاص سفید پوستان قرار گرفتهاست ذرت دندان اسبی بوده که دارای قدرت تطابق پذیری بیشتری با شرائط مختلف آب و هوایی است. ![]() مزرعه ذرت مختصری از گیاه شناسی ذرت
ذرت گیاهی است یک پایه (Monoique-Monoecious) بدین معنی که گلهای نر و ماده جدا از هم ولی بر روی یک پایه قرار دارند. گلهای ماده ذرت از جوانه ای که در قاعده غلاف برگ وجود دارد تولید می شود. محور سنبلچه ای ذرت بعد از تکامل تبدیل به مغز بلال ( چوب محور بلال ) شده که روی محور بلال سنبلچه های متعددی بطور جفت قرار می گیرند که هر کدام دارای دو گل مونث می باشند. از محل تخمدان میله بلند و باریکی بنام خامه (style) خارج می گردد که در روی آن کلاله (stigma) ظریف و کرکداری وجود دارد. این میله بلند از راس پوسته دور بلال خارج و ظاهر می گردد. اولین میله خامه از تحتانی ترین قسمت بلال و آخرین آن از قسمت انتهایی بلال خارج می شود. میله خامه احتیاج بمدت زمانی در حدود 5 تا 10 روز برای تشکیل دارد. میله خامه در تمام طول خود مستقیما می تواند گرده های مذکر را بپذیرد. تعداد بلال های ذرت در هر گیاه بسته به واریته های مختلف، کاملا متفاوت بوده و بین یک تا 12 عدد در نوسان است. اندام نر گیاه ذرت در انتهای ساقه اصلی به صورت خوشه و خوشه های فرعی قرار دارد که در روی این خوشه یا خوشه های فرعی دو سنبلچه یکی بلند و دیگری کوتاه بطور منظم قرار گرفته است. هر سنبلچه دارای دو گل و هر گل دارای سه پرچم می باشد. همانطور که اشاره شد ذرت گیاهی است یک پایه و در نتیجه بعلت جدا بودن اعضای زایشی گرده افشانی آن بطور مستقیم بوده و گرده های گل به طرق مختلف بر روی اعضای مونث انتقال پیدا می کنند.
![]() دانه های زیبا و خوشمزه ذرت در نتیجه گرده افشانی آزاد ممکن است حدود 1 تا 15 درصد، عمل گرده افشانی مستقیم در ذرت صورت بگیرد. گرده های ذرت تقریبا در تمام ارقام یک تا پنج روز قبل از ظهور اعضای مذکور می رسند ( Protandry ) گل کردن ذرت مدت چند روزی بطول می انجامد. بعد از آنکه میله پرچم خارج گردید از کیسه گرده مقادیر بسیار زیادی گرده های سبک آزاد می گردد. آنطور که محاسبه شده است گیاه ذرت برای گل ماده حدود 25000 دانه گرده تولید می کند. گرده افشانی غیر مستقیم ذرت بیشتر بوسیله باد صورت می گیرد و باد می تواند تا چندین کیلومتر گرده ها را منتقل کند.
دانه ذرت میوه ایست گندمه (Caryopsis) و پوسته آن فقط شامل پوسته میوه (Pericarp) است. ذرت دارای ساقه های راست و مستقیم بوده و ممکن است طول آن در مناطق خشک تا هشت متر هم برسد. جالب است بدانید که برای تشکیل یک کیلوگرم ماده خشک ذرت در حدود 315 تا 415 لیتر آب احتیاج است.
بطور متوسط ترکیبات شیمیائی دانه خشک ذرت بشرح زیر می باشد: 77% : نشاسته 9% : پروتئین 5% : روغن 5% : پنتوزان 2% : قند 2% :خاکستر انواع ذرت اصولا ذرت یک گونه است ولی از ارقام و واریته های متفاوتی تشکیل شده است : - ذرت دندان اسبی (Zea mays var. indentata) - ذرت بلوری (Zea mays var. indurata) - ذرت آردی (Zea mays var. amyalcea) - ذرت پاپ کورن (Zea mays var. everta) - ذرت غلاف دار (Zea mays ver. tunicate) - ذرت مومی (Zea mays var. ceratina) - ذرت شیرین (Zea mays var. saccharata) |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه هفدهم مرداد 1386ساعت 15:28 توسط دانشجوی علوم دامی8443131
|
|
||
|
|
|
|
|
آب و هوای مناسب زعفران:
مقاومت زعفران در مقابل سرما زیاد است و لیکن چون دوران رشد آن مصادف با پائیز و زمستان و اوایل بهار است طبعا در این ایم به هوای مناسب و معتدلی نیاز دارد. در دوره خواب یا استراحت گیاه (تابستان) بارندگی یا آبیاری برای آن مضر است بنابراین کشت و کار آن در مناطق گیلان و مازندران و مناطق گرم جنوب کشور معمول نیست. اراضی آفتاب گیر و بدون درخت که ضمنا در معرض بادهای سرد نیز نباشد برای رشد زعفران مناسب است. با این وجود در برخی از روستاهای بیرجند و قاین در زیر سایه بوته های زرشک و درختان بادام که در تابستان کمتر آبیاری می شوند کاشته می شود.
بنابراین جهت رشد و نمو مناسب گیاه و تولید محصول مرغوب و مطلوب زمین های حاصلخیز و زهکشی شده بدون درخت با خاک(لومی، لیمونی، رسی و شنی) و آهک دار که PH آن بین 7-8 باشد بر زمین های شور، فقیر و مرطوب، اسیدی ترجیح داد. زعفران در زمین هائیکه دارای قلوه سنگ یا علف های هرز یا مواد آلی پوسیده نشده باشد محصول خوبی نمی دهد. تهیه زمین: در تهیه زمین به منظور کاشت زعفران لازم است توجه و دقت خاصی معمول شود ابتدا در فرصتهای مناسب در پائیز یا زمستان زمین مورد نظر را شخم عمیق می زنند درصورتیکه شرایط مناسب نبوده یا دسترسی به تراکتور مقدور نباشد می توان شخم را در پایان بهار یا اوایل تیرماه نیز انجام داد. در تهیه زمین بطریق سنتی در اوایل بهار پس از قطع بارانهای بهاره زمین را با گاوآهن ایرانی شخم می زنند بعد از 15 - 10 روز مجددا به شخم زمین اقدام می کنند و اگر زمین دارای کلوخ باشد گاوآهن را باز کرده و کلوخ ها را با استفاده از ماله خرد می کنند بعد از دو یا سه هفته مجددا زمین را دوبار در جهات عمود بر هم شخم می زنند قبل از شخم سوم برای هر 100 متر مربع زمین 10 - 5 بار الاغ کود حیوانی پوسیده پخش می نمایند کشاورزان بخوبی دریافتند که شخم های مکرر صرفنظر از تهیه بستر مناسب کشت زمین را تا حدودی از وجود علف های هرز پاک می سازند. در این طریق زمین کرت بندی شده و طول و عرض کرتها را نسبت به شیب زمین و قدرت آب تعیین می کنند. معمولا عرض و طول کرتها در حد بین 4*10 تا 100*10 متر می باشد در زراعت مکانیزه زعفران زمین را در پاییز سال قبل از کشت با گاوآهن شخم عمیق می زنند در بهار پس از قطع بارانهای بهاری خاک را با انجام شخم متوسط ضمن سله شکنی از وجود علفهای هرز پاک می کنند در مرداد یا شهریور پس از پخش 40 -80 تن کود حیوانی و 200 کیلوگرم فسفات آمونیوم زمین را بصورت فارو در میاورند و برای کشت آماده می کنند. (البته متخصصین تغذیه ای توصیه می کنند که حدود 250 کیلوگرم سولفات پتاسیم نیز در این مرحله با خاک مخلوط گردد) انتخاب پیاز و زمان کشت زعفران: احداث مزارع جدید زعفران فقط بوسیله پیاز آن مقدور و معمول است. بنابراین تهیه و انتخاب پیاز مرغوب جهت کاشت در ایجاد و گسترش کشت حائز اهمیت است. پیاز زعفران را می توان از خاک درآورد به انبار یا مزرعه دیگری منتقل نمود، با توجه به دوده خواب یا استراحت پیاز که از اواخر اردیبهشت ماه تا اواخر مرداد ادامه دارد می توان در این فاصله نسبت به بیرون آوردن پیاز اقدام کرد. بهتر است پیازها پس از بیرون آوردن از زمین کاشته شوند تا پیازها ضمن ادامه استراحت در زمین جدید مستقر شوند. از بیرون آوردن پیازها در اواخر مرداد به بعد باید خودداری کرد چون در این موقع بعضی از پیازها ممکن است برای ریشه دادن و جوانه زدن آماده باشند هر قدر فاصله بیرون آوردن پیازها تا کاشت کمتر باشد بهتر است با وجود این پیاز زعفران را برای مدت چندماه در محل سرد و خشک با ارتفاع 30 - 20 سانتی متر می توان بصورت پخش شده نگهداری نمود ولی این امر باعث عدم توسعه فیزیولوژیکی گلها شده و باردهی سال اول کشت را شدیدا کاهش می دهد. پیاز زعفران را از موقع خزان بوته (اوایل خرداد تا اواسط مهرماه می توان کشت نمود ولی بهتر است از کاشت پیاز در اواخر تیر و اوایل مرداد خودداری شود زیرا در این موقع هوا و زمین بسیار گرم است و بیم آن می رود که رطوبت پیاز موقع جابجای از بین رفته و به آن صدمه وارد شود. بر اساس تحقیقات انجام شده توسط مرکز پژوهشهای صنعتی خراسان بهترین زمان کشت خرداد ماه می باشد. نوع و مقدار کشت پیاز زعفران: بطوریکه گفته شد زعفران بوسیله غده ساقه که عبارت از پیازهای تو پر (بنه) می باشد ازدیاد می شود و اندازه آن از یک فندق تا یک گردو متفاوت است. پیازهای انتخابی باید درشت تر، سالم تر و بدون زخم و خراشیدگی و عاری از هر نوع بیماری باشد. پیازها بهتر است قبل از کاشت با سموم قارچ کش از قبیل سرزان، سری تیزان و گرامنیون و غیره به نسبت 500 - 300 گرم سم برای یکصد کیلو پیاز بر علیه بیماریهای قارچی ضد عفونی شوند. در موقع کاشت بهتر است پولک یا لایه خشک کف پیاز به همراه مقداری از پوسته آزاد روی پیاز جدا شوند تا جذب آب بوسیله پیاز آسانتر و جوانه زدن آن سریعتر انجام شود. مقدار کاشت پیاز بسته به ریزی و درشتی از 10 - 3 تن در هکتار فرق می کند. فواصل کاشت معمولا 30 - 25 سانتی متر از هر طرف می باشد. تعداد پیاز انتخابی جهت کاشت در هر چاله 3 پیاز است با وزن متوسط 6 گرم برای هر پیاز می باشد در صورتیکه پیازها ردیفی در فارو کاشته شوند بصورت منفرد و با فاصله 8 - 6 سانتی متر از یکدیگر به مقدار 3 تن و در صورتیکه بصورت سنتی و در هر چاله 5 عدد مصرف کنند میزان کاشت پیاز به 5 تن بالغ خواهد شد. گفتنی است که در تحقیقات انجام شده بهترین پیازها، پیازهایی با اندازه بیشتر از 8 گرم بود. عملیات کاشت پیاز زعفران: برای کاشتن پیاز زعفران ابتدا چاله های یک ردیف را با بیل در می آورند و در داخل هر چاله بطوریکه گفته شد از 3 - 15 پیاز قرار می دهند. عمق کاشت پیاز 20 - 15 سانتی متر در نظر گرفته و در موقع کاشت سر پیازها باید رو به بالا قرار گیرد. پیازها در عمق 20 سانتی متری در زمستان از سرما و یخبندان و سایر تنش های محیطی و در تابستان از گرما زدگی مصون می مانند. برای کاشت زعفران 5 - 4 نفر شرکت می کنند به این ترتیب که یک نفر با بیل چاله ها را در می آورند دو نفر پیازهای قابل کشت را بصورت دسته های 3 تا 5 یا 15 تائی انتخاب می کنند و نفر چهارم پیازها را در داخل چاله ها قرار می دهند و بقیه نفرات کار خود را ادامه می دهند تا تمام زمین کاشته شود. سرانجام سطح مزرعه را که نا مسطح شده با بیل یا ماله ایکه صاف و فشرده می سازند تا پیازها به خاک بچسبد. زمین کشت شده به همین صورت تا موقع آبیاری پائیزه رها می شود قبل از آبیاری در حدود 20 - 10 تن کود حیوانی کاملا پوسیده با بیل یا چهر شاخ در سطح زمین پخش می نمایند. در اسانیا کاشت زعفران به صورت دیم صورت می گیرد پیازهای زعفران بجای کپه کاری در داخل ردیف 4 بفاصله 5 تا 8 سانتی متر از همدیگر کاشته می شود. و ردیف های کاشت از یکدیگر 35 - 30 سانتی متر فاصله دارد. پس از انجام عمل کاشت روی شیارها را با ماله پوشانده و زراعت ردیفی بنظر می رسد. آبیاری: پس از پایان کاشت پیازهای زعفران که حداکثر تا آخر شهریورماه طول می کشد حدود 15 تا 10 روز بعد از کاشت اقدام به آبیاری مزرعه می نمایند. در نقاط مختلف خراسان بسته به وضعیت آب و هوایی منطقه از اواسط مهر ماه تا دهه اول آبان آبیاری زعفران شروع می شود. با توجه که گل کردن زعفران تا حدودی تابع آب اولیه می باشد لذا برای اینکه برداشت زعفران با مشکل مواجه نشود آب اول را در بین قطعات با فاصله چند روز تقسیم می کنند تا بدین وسیله دوران اوج گلدهی قطعات با یکدیگر همزمان نباشد. آب اول زعفران خیلی مهم است و تمام نقاط زمین باید بطور کافی و یکنواخت آب بخورد تا گلهای یک قطعه با هم و هم زمان بیرون آیند بعد از گاورو شدن مزرعه برای سله شکنی از کج بیل و چهار شاخ فلزی یا گاو آهن ایرانی با عمق کم استفاده می شود متعاقب آن زمین را ماله می کشند. سله شکستن زمین باعث می شود که جوانه های گل با سهولت بیشتری از خاک بیرون آمده و رشد قوی و مطلوبی داشته باشند. پس از آبیاری اول بفاصله 15 - 20 روز بعد از آن اولین گلهای زعفران ظاهر می شوند بدیهی است که مزرعه زعفران در سال اول محصول قابل توجهی نمی دهد. از اوایل فروردین تا زمانیکه رنگ برگها به زردی مایل شود هر 12 - 6 روز یکبار آبیاری انجام می شود. باید توجه داشت که بعد از وجین یک نوبت آبیاری به تاخیر بیفتد تا علف های هرز از بین رفته و مجددا سبز نشوند. آب آخر در درشت شدن پیاز موثر است. سله شکنی: همان طور که اشاره شد بعد از آبیاری اول به محض گاورو شدن زمین سطح مزرعه باید سله شکنی شود بنحوی که پیازها صدمه نبینند بهترین وسیله سله شکنی کج بیل و بیل شیار دار و گاوآهن ایرانی و کولتیواتر است. سله شکنی باعث می شود که گلها بآسانی از خاک بیرون آمده و کود حیوانی با خاک مخلوط گردد. در مواقعی که زارع نتوانسته باشد بزمین خود کود دهد قبل از اجام آبیاری می توان کود لازم را در سطح خاک پخش نموده و با شخم سطحی با خاک مخلوط نمود و بعد از این عمل که در واقع حکم سله شکنی را دارد جهت هموار نمودن زمین و چسباندن خاک به پیازها زمین را ماله می کشند. وجین علف های هرز: علف های هرز از طریق رقابت با گیاه زعفران از نظر آب و مواد غذایی و نور خورشید سبب کاهش محصول می شود علاوه بر این ممکن است در مراحل کاشت و برداشت زعفران مزاحمت های ایجاد و میزبان تعدادی از بیماریها و حشرات و بخصوص نماتد باشد. وجین مزرعه در هر موقع که علف های هرز رشد کردند ضروری است در مزارع زعفران اولین وجین بعد از آبیاری دوم انجام و این وجین باعث از بین رفتن علف های هرز مزرعه زعفران می گردد. بطور معمول اولین وجین زعفران بعد از برداشت گلها و دومین آن در صورت لزوم به فاصله در حدود یک ماه قبل از آب سوم انجام می شود. در مورد مبارزه شیمیایی با علف های مزرعه باید توجه کرد که چون اثر این علف کش ها بر روی گیاه آزمایش نشده لذا باید حتی الامکان به هنگام رشد بوته های زعغران از مصرف علف کش های شیمیایی خودداری شود. عملیات به زراعی زعفران: با توجه به اینکه اصلاح نبات زعفران از طریق به نژادی امکان پذیر نیست لذا برای بازدهی بیشتر محصول و ارتقاء کمی و کیفی آن باید به عوامل زیر متوصل شد: 1 - زمین اتخاب شده برای کاشت زعفران باید حاصلخیز بوده و غنی از مواد غذایی و آلی باشد. 2 - پیازهای درشت و سالم عاری از هر گونه بیماری و آلودگی برای کشت مزرعه انتخاب شود. 3 - ردیف کاری به جای کپه کاری نتیجه بهتری می دهد و عملیات ماشینی را در داخل مزرعه سهل و آسان می کند. 4 - از پیازهای خشکه کن و محافظت شده در شرایط خشک و خنک و تهویه شده استفاده شود. 5 - در هنگام استراحت تابستانی گیاه زعفران از آبیاری آن خودداری شود. 6 - در عمق کاشت پیازها دقت شود که در مناطق سردسیر 20 - 15 سانتیمتر و در مناطق معتدل 15 - 10 سانتیمتر کمتر نباشد. 7 - حتی الامکان در موقع خواب تابستانه با علف های هرز مبارزه شود. 8 - چون هرساله پیازها به سطح خاک نزدیک می شوند افزودن لایه ای معادل 2 - 3 سانت متر از کود و خاک و خاکستر سبب حفاظت بیشتر پیازها از تنش های محیطی شده و در عین حال مواد مغذی بیشتری به گیاه می رسد. 9 - بهنگام تهیه زمین از اضافه کردن کودهای حیوانی بهمراه کودهای شیمیایی لازم که قبلا به مقدار و زمان مصرف آن اشاره شده مایقه ای نشود. 10 - پس از آبیاری سله شکنی زمین ضرورت کامل دارد تا گلها بآسانی بتوانند از خاک بیرون آیند منتهی باید دقت کرد که عمق سله شکنی طوری نباشد که به پیازهای زعفران آسیب برسد. 11 - مبارزه با جوندگان بخصوص انواع موش از اهمیت زیادی برخوردار است هرگونه سهل انگاری در این خصوص باعث از بین رفتن محصول و استقرار موشها در زمین می گردد. 12 - برداشت گل در ساعات اول روز (4 - 9 صبح) موقعی که گلها بصورت غنچه باشند باید انجام شود. 13 - در خشک کردن گلها باید دقت شود تا رنگ و عطر دلپذیر زعفران محفوظ بماند. 14 - بهترین روش خشک کردن زعفران روش توسینگ یا خشک کردن اسپانیایی است که بوسیله هیتر و الک نسوز انجام می شود. 15 - بالاخره زعفران باید در ظروف در بسته فلزی، چوبی قلع دار یا شیشه ای در دار دور از نور و رطوبت و حرارت نگهداری شود.
منبع سایت کشاورز تنها |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه یازدهم مرداد 1386ساعت 9:37 توسط دانشجوی علوم دامی8443131
|
|
||
|
|
|
|
|
+
نوشته شده در پنجشنبه یازدهم مرداد 1386ساعت 8:48 توسط دانشجوی علوم دامی8443131
|
|
||
|
|
|
|
|
علفهاي هرز مزارع گندم به دو دسته پهن برگ و باريك برگ تقسيم ميشود. الف- علفهاي هرز پهن برگ: علفهاي پهن برگ به دو دسته علفهاي هرز يكساله و دايمي تقسيم ميشود. علفهاي هرز يكساله مانند: كيسه كشيش، خردل وحشي، گندمك، مياگرام، شلمي، ازمك، شقايق، خاك شير و ماشك. علفهاي هرز دايمي مانند: شيرينبيان، خار شتر، تلخه و پيچك صحرايي. - علفهاي هرز باريك برگ: بيشتر علفهاي هرز بريك برگ مزارع گندم متعلق به تيره گندميان (گرامينه) بوده و در مراحل ادامه رشد شباهت زيادي به گندم دارند. عمدهترين آنها شامل يولاف وحشي، علف خوني، چچم، دمروباهي كشيده، جوموشي، علف پشمكي و چاودار است. - روشهاي كنترل علفهاي هرز مزارع گندم كنترل علفهاي هرز به دو طريق زراعي و شيميايي امكانپذير است. ب- كنترل زراعي: مناسبترين روش كنترل علفهاي هرز انجام عمليات زراعي است كه با روشهاي زير امكانپذير است: - رعايت تناوب زراعي مانند كشت گندم پس از گياهان وجيني (آفتابگردان، ذرت، حبوبات، نباتات علوفهاي) - شخم به موقع در سال آيش قبل از بهگلرفتن علفهاي هرز يكساله در اوايل بهار - رعايت تراكم مناسب مزرعه گندم - استفاده از بذر خالص و عاري از بذرهاي علفهاي هرز (بذر مادري – بذر گواهيشده) - هيرم زمين قبل از كاشت با يك يا دو بار آبياري و شخم زمين - كنترل مكانيكي (در مزارعي كه آلوده به علفهاي هرز كلهاي است ميتوان به صورت مكايكي آنها را معدوم كرد.) - عدم استفاده از كود دامي تازه (به دليل فراواني بذر علفهاي هرز زنده در آن) و استفاده از كود دامي كهنه و پوسيده. ج- كنترل شيميايي: كنترل شيميايي در صورتي انجام ميشود كه مزرعه داراي آلودگي بيش از اندازه معين باشد. نكات مورد توجه در اين روش عبارتند از: - نوع علفكش بايد با توجه به شناخت دقيق علفهاي هرز استفاده شود. - ميزان و زمان مناسب سمپاشي مدنظر قرار گيرد. - نوع سمپاشي و نازل با توجه به امكانات و وسعت مزرعه تعيين شود. سمپاش پشتي با عرض كار 5/1 متر به ميزان 300 ليتر محلول در هر هكتار با وسعت كم قابل استفاده است. سمپاش پشتي تراكتور بومدار با عرض هشت تا 12 متر و نازلهاي تيجت با سرعت سه تا شش كيلومتر در ساعت د رمزارع بزرگتر كاربرد دارد. بايد دقت شود كه ارتفاع سمپاش از سطح زمين 50 سانتيمتر براي كنترل شيميايي علفهاي هرز باريكبرگ ميتوان از علفكشهاي ايلوكسان (5/2 ليتر در هكتار) پوماسوپر (2/1 – 8/0 ليتر در هكتار)، تاپيك (9/0 – 6/0 ليتر در هكتار) و آونج (چهار ليتر در هكتار) استفاده كرد. براي كنترل شيميايي علفهاي هرز پهنبرگ از علفكشهاي گرانستار (20 – 15 گرم در هكتار) و پاردنر (5/2 – 2 ليتر در هكتار) استفاده ميشود. |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه یازدهم مرداد 1386ساعت 8:36 توسط دانشجوی علوم دامی8443131
|
|
||
|
|
|
||||
مشخصات گیاه برنجبرخلاف سنبلچههای گندم و جو و ذرت که فشرده و نزدیک به هم هستند، سنبلچههای برنج به صورت غیر فشرده روی محورهای اصلی و فرعی گل آذین قرار میگیرد. میوه برنج دارای غلافی سفید رنگ ، قهوهای ، کهربایی ، قرمز یا بنفش است که این میوه را به همراه غلاف آن ، شلتوک مینامند. برای قابل استفاده شدن برنج برای انسان ، باید شلتوک را پوست کنند، یعنی غلاف را از دانه جدا نمایند. کشت برنجکشت برنج در نقاط مختلفشواهد نشان میدهند که تقریبا 4000 سال قبل از میلاد ، در کشورهای هند و چین ، کشت برنج متداول بوده است. پس از گندم ، برنج دومین غله مهم در دنیا به حساب میآید. نزدیک به 90 درصد سطح زیر کشت و تولید برنج متعلق به کشورهای خاور دور میباشد. بیش از نصف محصول برنج هم در دو کشور هند و چین تولید میشود. بطور کلی ، کشورهای گرمسیری و نیمه گرمسیری برمه ، تایلند ، ویتنام ، لائوس ، اندونزی ، فیلیپین ، پاکستان ، هند ، آمریکا ، ژاپن ، ایتالیا ، مصر ، چین ، برزیل ، کوبا ، مکزیک و استرالیا از تولید کنندگان برنج به شمار میآیند.
کشت برنج در ایرانکشت برنج در ایران در نواحی شمالی بویژه رودسر و استان خوزستان تاریخچه طولانی دارد. شواهد نشان میدهد که این محصول در این ناحیه قرنها پیش از میلاد مسیح و در زمان هخامنشیان رواج داشته است. البته امروزه با توجه به رشد روز افزون جمعیت ایران ، تولید داخلی برنج پاسخگوی نیاز مردم نیست و به همین دلیل ، مقادیر قابل توجهی از این محصول از خارج وارد میشود.انواع برنجبرنجهای یک ساله در شرایط مساعد آب و هوایی قادرند رشد مجدد خود را پس از برداشت محصول اول ، آغاز نمایند و محصول دوم و گاهی حتی تا چند سری ، محصول تولید کنند. برنجهای وحشی یک ساله در نقاط مرتفع یا باتلاقهای غیر دائمی کم عمق رشد میکنند. برنجهای یک ساله کلا نسبت به کم آبی مقاومترند. برنجهای وحشی چند ساله اغلب در مناطق پست و باتلاقهای دائمی کشت میشوند.شرایط مناسب برای کشت برنج
کشت برنج
کود مورد نیاز برنجبرنج ، همچون دیگر غلات نسبت به نیتروژن واکنش خوبی از خود نشان میدهد. همچنین نیتروژن را به صورت آمونیوم و نیترات جذب میکند. از طرف دیگر ، کودهای فسفردار ، رشد ریشه و مقاومت گیاه را در برابر بیماریها و کودهای پتاسیمدار ، انتقال مواد فتوسنتزی از برگ به اعضای دیگر گیاه بویژه دانه ، و نیز استقامت بوتهها را افزایش میدهند.بیماریها و آفات برنجبلاست ساقه برنجاین بیماری را قارچی به نام Pyricularia oryzae ایجاد میکند. یکی از مخربترین بیماریهای گیاه برنج است که با خشکاندن، شکستن و خواباندن ساقه قادر است میزان تولید برنج را به میزان چشمگیری کاهش دهد. سمپاشی مزرعه با سولفات مس و ترکیبات آلی جیوه در کنترل این بیماری تا حدی مؤثرند.پوسیدگی طوقه برنجاین بیماری که به ژیگانتیسم هم معروف است، بوسیله قارچ Gibberia fugikuria ایجاد میشود که این قارچ ، سبب رشد فوقالعاده ساقه و نازک شدن آن و در نهایت مرگ بوته برنج میشود. دمای بیش از 20 درجه سانتیگراد بویژه در لایه بالایی خاک میتواند شرایط مساعد برای فعالیت این قارچ را فراهم نماید. ضد عفونی نمودن بذر با اگروزان میتواند خسارت ناشی از این قارچ را کاهش دهد.برداشت محصولزمان برداشت با توجه به دما معمولا از ماههای مرداد و شهریور شروع شده و تا اواخر آبان یا اوایل آذر ادامه مییابد. هنگام برداشت محصول ، باید 80 درصد دانههای غلافدار (شلتوک) واقع در بخش بالایی خوشه و برگها زرد شده و دانهها سخت شده باشند. دانهها معمولا یک تا دو هفته از آغاز زرد شدن برگها سخت میشوند. البته درصد رطوبت شلتوک هم معیاری برای برداشت محسوب میشود. میزان رطوبت شلتوک باید بین 20 تا 35 درصد باشد. در برخی کشورها از جمله ایران ، برداشت محصول را با استفاده از داس انجام میدهند. خوشههای بریده را دسته دسته میکنند و میگذارند تا خشک شود. پس از خشک شدن، برنج برای مراحل دیگر آماده است.خواص برنجبیرونیترین لایه برنج پریکارپ نام دارد که بسیار سخت و شفاف است. پوست دانه زیر این بخش قرار گرفته که از لحاظ پروتئین و چربی غنی ، ولی از نظر نشاستهای فقیر است. پس از پوست ، لایه آلورن هست که جزء آندوسپرم میباشد. بنابراین ضمن عمل پوست کنی ، بخش عمدهای از مواد مغذی برنج از دست میرود. اکثر مردم آسیا از برنج تغذیه میکنند. این ماده غذایی کامل نیست، چون میزان پروتئین و اسید آمینه آن خیلی کم است. برنج گلوتن ندارد، پروتئین عمده آن اوریزنین (oryzenin ) میباشد.ترکیب اصلی برنج ، نشاسته است که عمدتا در آندوسپرم قرار گرفته است. برنجهایی که آمیلو پکتین بیشتری دارند لعاب بیشتری داده و انبساط آنها موقع پخت کم است. برنج را پس از جوشاندن و دم کردن، همراه با گوشت ، ماهی و انواع سبزی میل میکنند. در تهیه نشاسته ، شیرینی هم از آن استفاده میشود. البته در کشورهایی که انحصارا از برنج به عنوان غلات خود استفاده میکنند، بیماریهای مختلف سوء تغذیه از جمله بری بری ، کاهش رشد افراد ، کاهش توان نیروی کار دیده میشود. برنج را باید همراه با سایر غلات مصرف نمود. چون مصرف آن به تنهایی تمام نیازهای غذایی بدن را بر آورده نمیسازد. |
|||||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه یازدهم مرداد 1386ساعت 8:9 توسط دانشجوی علوم دامی8443131
|
|
|||||
|
|
|
|||||
خصوصیات گیاه گندمگندم ، گل آذین سنبلهای دارد. از هر گره آن معمولا یک سنبلچه متشکل از دو گلوم و سه گلچه بوجود میآید. گاهی تعداد گلچهها به 9 هم میرسد. دانه گندم بین دو پوشش قاشق مانند به نامهای پوشک بیرونی (لما) و پوشک درونی (پائولا) قرار گرفته است. برگهای گندم مانند برگهای سایر غلات (به جز ذرت و ارزن) ، نازک و کم عرض بوده و زبانههای کوچکی دارند. میوه گندممیوه گندم با توجه به گونه آن ، 3 تا 10 میلیمتر طول و 3 تا 5 میلیمتر هم قطر دارد و شامل بخشهای زیر است.
آب و هوای مناسب برای رشد گندمشرایط ایدهآل برای رشد گندم ، آب و هوای خنک در دوره رشد رویشی ، آب و هوای معتدل در دوران تشکیل دانه و آب و هوای گرم و خشک در زمان برداشت محصول میباشد. بنابراین در مناطقی که زمستانهای سخت دارند، کشت گندم با مشکلاتی از قبیل سرمازدگی زمستانی مواجه میشود. البته باید بدانیم که گندم در برابر خشکی مقاومت چندانی ندارد و نمیتواند به مدت طولانی ، خشکی و کم آبی را تحمل نماید. اما قادر است خود را با شرایط خشک تا حدی تطبیق داده و با تشکیل یاختههای کوچکتر که در نهایت سبب تشکیل برگهای کوچک شده و در نتیجه روزنهها کوچکتر میشود، سطح تعریق را کاهش دهد و از اثرات سوء کم آبی تا حدی محفوظ بماند. انواع گندممعمولا گندمها را به دو دسته کلی گندم بهاره و گندم پاییزه تقسیم بندی میکنند. این دو نوع علاوه بر آن که دانههایشان از نظر رنگ ، بافت ، شکل و ... باهم فرق دارد شرایط رشد و نمو آنها نیز باهم تفاوت میکند. این دو نوع گندم را در دو زمان مختلف در سال کشت مینمایند. دانه گندم ، دارای شیاری است که در طول دانه قرار میگیرد. عمق این شیار در گندمهای پاییزه زیاد و در گندمهای بهاره کم است. طرفین این شیار در گندمهای بهاره گرد و در گندمهای پاییزه گوشهدار میباشد. گندم بهارهدر اوایل بهار کاشته میشود. پس از جوانه زدن ، گیاه جوان در بهار و اوایل تابستان رشد نموده و محصول آن را تا اواخر تابستان برداشت میکنند. گندم بهاره را معمولا در نواحیی کشت میکنند که گندم پاییزه نمیتواند در برابر سرمای سخت زمستانی آن مناطق ، مقاومت نماید. البته میزان محصولدهی گندم پاییزه از بهاره بیشتر است. معمولا پس از تهیه بذر و زمانی که دمای خاک به یک درجه سانتیگراد بالای صفر رسید، گندم بهاره را میکارند.
گندم پاییزهاین نوع گندم در نیم کره شمالی ، در فصل پاییز موقعی که دمای خاک از 13 درجه سانتیگراد کمتر باشد کشت می شود. ابتدا بذر گندم پاییزه جوانه میزند. سپس در فصل زمستان ، گیاه به صورت گیاه جوان کوچکی باقی میماند و با آغاز فصل بهار ، مجددا رشد و نمو خود را آغاز میکند. معمولا در یکی از ماههای خرداد ، تیر یا نهایتا مرداد ، دانه میرسد و آماده برداشت میشود. گندمهای پاییزه به نسبت گندمهای بهاره ریشههای عمیقتر و پرپشتتری دارند که تا 200 سانتیمتر در خاک نفوذ میکنند. این امر ناشی از آن است که گندمهای پاییزه فصل رشد طولانیتری دارند. شرایط مناسب برای رشد گندمخاک شنی و رسی عمیق با زهکشی خوب ، برای رشد گندم مناسب است. اصولا میزان عملکرد گندم در شرایط دیم (آبیاری با باران) ، در خاکهای ریز بافت بیشتر است. چون این قبیل خاکها قادرند آب را بهتر و به مدت طولانیتر در خود نگهدارند. اما در شرایط آبی (که کشاورز خود گیاه را آبیاری میکند) ، معمولا گندم زیاد تحت تأثیر بافت خاک خود قرار نمیگیرد. گندم هم مانند سایر گیاهان نمیتواند در خاک خشک جوانه بزند. آفات و بیماریهای گیاه گندمزنگ گندمزنگ گندم را ، قارچی به نام Puccinia ایجاد میکند. مهم ترین بیماری گندم به شمار میرود که شامل زنگ ساقه ، زنگ برگ ، زنگ خطی و زنگ نواری میشود. شرایط محیطی مساعد برای ایجاد این نوع آفت ، آب و هوای گرم تا گرم مرطوب میباشد. تشکیل حفرههای قرمز یا سیاه که حاوی اسپورهای تولید مثل در سطح ساقه ، برگ ، غلاف و ... از علائم این بیماری میباشند. این قارچها از کارآیی گیاه در مصرف آب میکاهند، بافتهای گیاه را تخریب میکنند و تعداد دانههای موجود در سنبله را مانند زمانی که گیاه به کمبود آب دچار شده، کاهش میدهند.
سیاهک گندمسیاهک گندم یکی از بیماریهای قارچی گندم است که میتواند به صورت سیاهک آشکار ، سیاهک برگ ، سیاهک پنهان معمولی و ... ظاهر گردد. سیاهک پنهان ، مهمترین و رایجترین و در عین حال ، مخربترین نوع سیاهک است که خسارت زیادی مخصوصا به گندم پاییزه وارد میآورد. پوسیدگی جوانه و ریشهبیماریهایی هستند که قارچها آنها را بوجود میآورند. این بیماریها هم خسارات زیادی را به محصول گندم وارد می کنند. در گذشته ، ضدعفونی نمودن بذر با ترکیبات جیوهای تا حدی از این بیماریها جلوگیری مینمود. اما امروزه اغلب از کاربامات و هگزا کلرو بنزن برای نابودی این بیماریها استفاده میکنند. زمان برداشت محصولزمان برداشت گندم تحت تأثیر عواملی از جمله بارندگی ، رطوبت نسبی ، دمای هوا و همچنین رسیدن دانه قرار میگیرد. برداشت گندم در ایران از اوایل بهار (در مناطق گرمسیری) آغاز شده و تا اواخر تابستان (در مناطق سردسیری) ادامه دارد. امروزه در سراسر جهان از وسایل مکانیکی خاصی برای برداشت گندم استفاده مینمایند، ولی هنوز هم گندم به طریق سنتی که کند و پر هزینه است، برداشت میشود. در روش سنتی ، بوتههای گندم را از فاصله چند سانتی سطح خاک ، درو نموده و به صورت دستههای کوچک درمیآورند. سپس این دستهها را به خرمنگاه منتقل نموده و طی مراحل خاصی میکوبند. زمان صحیح برداشت گندم ، وقتی است که رطوبت دانه بین 14 تا 16 درصد باشد.
موارد مصرف گندم مواد مغذی آنبرخلاف سایر غلات ، گندم را میتوان از طرق مختلف از جمله در تهیه نان ، بیسکویت ، شیرینی ، کیک ، اسپاگتی ، ماکارونی و... مورد مصرف قرار داد. از گندم در صنایع کاغذ سازی، چسب سازی و همچنین در تهیه پودرهای لباسشویی هم استفاده میگردد. از سبوس و کاه آن نیز به عنوان خوراک دام استفاده میکنند. انواع مختلف گندم برای مصارف مختلف مورد استفاده قرار میگیرند. مثلا گندمهای نرم بهاره یا پاییزه برای مصرف در صنایع بیسکویت سازی ، شیرینیپزی و کیکپزی مناسبند. در حالی که از گندمهای سخت پاییزه و بهاره در نانوایی استفاده بیشتری دارند. |
||||||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه یازدهم مرداد 1386ساعت 8:6 توسط دانشجوی علوم دامی8443131
|
|
||||||
|
|
|
|
تعریفغلات در واقع گونه ای از خانواده گندمیان (گرامینه ها) هستند که گیاهان علفی تک لپه ای بوده و دانه های ریز آنها، مصرف خوراکی دارد. غلات گیاهانی یک ساله هستند، یعنی چرخه ی زندگی خود را در یک فصل زراعی به پایان می رسانند.گونه های سردسیری غلات (گندم، جو و چاودار) در فصل پاییز و اوایل بهار کشت شده و در اواسط تا اواخر تابستان هم برداشت می شوند. گونه های گرمسیری غلات (برنج، ذرت، ذرت خوشه ای و ارزن) نیز با توجه به شرایط آب و هوایی در اواخر بهار یا اوایل تابستان کشت شده و اواخر تابستان یا اوایل پاییز هم برداشت می شوند. تاریخچههزاران سال است که این گونه گیاهان، در تأمین غذای بشر نقش حیاتی ایفا می کنند. باستان شناسان جوامع ابتدایی توانسته اند از ویرانه های قدیمی مراکز سکونت انسان، دلایلی به دست آورند که نشان می دهد غلات در تمدن های اولیه بشری هم کشت می شده اند و برای مثال، گندم در سرزمین حاصلخیز بین النهرین به عمل می آمده است.بین النهرین امروزه بخش هایی از ترکیه، عراق، سوریه و ایران را تشکیل می دهد. شواهد به دست آمده نشان می دهد که در 16.000 تا 10.000 سال قبل از میلاد، انسان ما قبل تاریخ در این ناحیه گندم تولید می کرده است. همچنین هر جا که جامعه ای تشکیل شده، یکی از انواع غلات در پیدایش آن نقش داشته اند. مثلاً برنج در تشکیل جوامع نخستین کشور چین و ذرت هم در تشکیل جوامع آفریقایی مؤثر بوده اند. انواع غلات
اهمیت امروزی غلاتدر بسیاری از کشورهای آسیایی و آفریقایی، بیش از 80 درصد غذای مردم از غلات تأمین می گردد. سهم غلات در غذای مردمان اروپایی 45 تا 55 درصد بوده و در ایالات متحده آمریکا تقریباً 20 تا 30 درصد می باشد.امروزه نزدیک به 70 درصد سطح زیر کشت یک میلیارد هکتاری جهان را غلات اشغال نموده اند. تقریباً نیمی از کل نیازهای غذایی انسان به ویژه در آسیا به طور مستقیم از غلات تأمین می گردد. همچنین تولید غلات در مقایسه با دیگر فراورده های غذایی از جمله گوشت، تخم مرغ، شیر و... بسیار بیشتر است. تولید سالانه غلات در جهان، بیش از یک میلیارد و هفتصد میلیون تن می باشد. گندم، برنج و ذرت سه محصول مهم هستند که هر کدام تقریباً یک چهارم تولید سالانه غلات را تشکیل می دهند. برنج، غذای عمده و روزمره مردم نواحی گرم و مرطوب است. این غله معمولاً در زمین هایی تولید می شود که بتوان آنها را در برخی فصول سال غرقاب یا گل- آب نمود. گندم به عنوان غله ای سازگار، عمدتاً در زمین های چمن طبیعی و همچنین در مناطقی که آب و هوا برای کشت ذرت مناسب نیست، به عمل می آید. گندم از غلاتی است که در نواحی سرد هم کشت می شود. این غله در سراسر جهان در فصول مختلفی کشت می شود، به طوریکه در هر ماه از سال، گندم در یکی از نقاط جهان در حال برداشت می باشد. ذرت هم به عنوان یک گیاه گرمسیری، در مناطقی که رطوبت و حرارت کافی در فصل زراعت فراهم باشد، رشد می نماید. ارزش غذایی غلاتغلات منبع انرژی برای انسان هستند. در کشورهای در حال توسعه، این دسته مواد تمام رژیم غذایی را در بر می گیرند. غلات حاوی هیدرات کربن، پروتئین، چربی، مواد معدنی و انواع ویتامین هستند که البته ضمن مراحل مختلف نگهداری و تهیه، ممکن است بخشی از مواد مغذی مذکور از بین برود.دانه غلات که کاریوپس یا گندمه نام دارد، منبع خوبی برای تغذیه انسان می باشد. میزان پروتئین برنج از گندم کمتر است. میزان ویتامین های ضروری (از جمله تیامین) برنج صیقل داده شده هم از برنج قهوه ای کمتر می باشد، چون سبوس خود دارای ویتامین های مختلفی است که در مرحله ی صیقل دهی از برنج جدا می گردد. البته به خاطر داشته باشید که با وجود همه ی موادی که ذکر شد، غلات غذای کاملی محسوب نمی شوند. مصرف این مواد به تنهایی نمی تواند یک رژیم غذایی متعادل و کامل محسوب گردد. میزان پروتئین و در واقع اسیدهای آمینه غلات و همچنین ویتامین موجود در آنها محدود است. برای این که یک فرد بالغ بتواند 65 تا 80 گرم پروتئین مورد نیاز خود را تنها از طریق غلات تأمین کند، باید مقدار بسیار زیادی از این دسته مواد بخورد که در عوض، به دلیل این که غلات حاوی هیدرات کربن هستند، فرد ممکن است چاق شود. بسیاری از پروتئین های گیاهی به همین دلیل که اسیدهای آمینه کافی ندارند نمی توانند به تنهایی در رژیم غذایی افراد مورد استفاده قرار گیرند، بلکه در کنار آنها باید از پروتئین های حیوانی و سبزیجات و حبوبات هم استفاده نمود. البته پروتئین های حیوانی که از انواع حیوانات تأمین می شوند، خود متکی بر منابع گیاهی و از جمله غلات هستند. چون اغلب از انواع گیاهان و غلات، به عنوان خوراک دام استفاده می شود. امروزه مهندسین ژنتیک سعی می کنند تا با اصلاح نباتات، غلاتی با پروتئین هایی که اسیدهای آمینه ی ضروری بیشتری داشته باشند، تولید نمایند. مقدار دو اسید آمینه ضروری به نام های لیسین و ایزولوسین در غلات کم است و تمام متخصصین اصلاح نباتات تلاش می کنند غلاتی که میزان بیشتری از این دو نوع اسید آمینه داشته باشند را تولید نمایند. غلات بیشترین شکل انرژی خود را به صورت نشاسته عرضه می کنند. استفاده از دانه کامل غلات، منبع خوبی برای فیبر گیاهی و اسیدهای چرب ضروری می باشد. از برنج به صورت پخته یا آرد برنج استفاده می شود. معمولاً غلات را برای استفاده تبدیل به آرد می کنند. گندم یکی از این غلات است که بیشتر آرد آن به کار می رود. از انواع غلات آرد شده در تهیه ی نان، پاستا، دسر، پیراشکی، کلوچه و... استفاده می کنند. البته آرد را گاهی از سیب زمینی، شاه بلوط، حبوبات و... هم تهیه می کنند. آب و هوای مناسب برای رشد غلاتعوامل مختلف آب و هوایی قادرند طرز رشد، میزان عملکرد و همچنین کیفیت محصول را تحت تأثیر قرار دهند. بنابراین تولید اقتصادی هر نوع غله در هر ناحیه، کاملاً تابع شرایط آب و هوایی می باشد. گندم، جو و چاودار که به دلیل کوچک بودن بوته شان، غلات کوچک نام می گیرند، به بارندگی سالیانه 300 تا 1300 میلیمتر نیاز دارند و به صورت دیم هم کشت می شوند.برنج به حرارت و بارندگی کافی (یا آبیاری کافی) نیاز دارد. معمولاً برنج در نواحی که سالانه نزدیک به 1000 میلیمتر یا بیشتر بارندگی دارند کشت می شود. ذرت هم با این که یک گیاه گرمسیری است در آب و هوا و ارتفاعات مختلف از نواحی پست تا ارتفاع 3000 متری از سطح دریا کشت می گردد. جو از همه ی غلات مقاوم تر است و می توان آن را حتی در کشور سیبری هم کاشت. گندم از همه ی غلات رایج تر است. معمولاً گیاهان سردسیری را در نواحی گرمسیری، البته در نواحی بلند و خنک کوهستانی می کارند که در این صورت، کشاورزان می توانند به دلیل شرایط مساعد و خنکی کوهستان های نواحی گرمسیر، هر ساله چند بار غلات بکارند. غلات گرمسیری را در نواحی پست گرمسیری که آب و هوای معتدلی دارند می کارند و همچنین می توان این غلات را در نواحی معتدل، البته در فصل هایی که سرما و یخبندان نباشد کشت نمود. معمولاً این دسته انواع بهاره و زمستانی دارند. ساختمان دانه غلاتدانه غلات، میوه خشکی است که اصطلاحاً به آن گندمه و به زبان عامیانه دانه یا غله می گویند. این دانه دارای چندین لایه خارجی بوده که خارجی ترین لایه را پریکارپ می نامند و همچنین دو قسمت به نام های آندوسپرم و گیاهک دارد. غشای تخمدان، پوست دانه و لایه آلورون که در مجموع سبوس را تشکیل می دهند، در مرحله ی تهیه آرد از غلات جدا می شوند. حتی گاهی گیاهک را هم از دانه جدا نموده و با سبوس مخلوط می نمایند. سبوسی که گیاهک داشته باشد، پروتئین بیشتری نسبت به آندوسپرم نشاسته ای دارد. چون پروتئین گیاهک از هر قسمت دیگری در دانه بیشتر است. آردی که در تهیه ی آن از تمام قسمت های دانه غلات استفاده نموده باشند نسبت به آرد سفید، که برای تهیه آن سبوس و گیاهک را جدا نموده اند دارای مواد مغذی بیشتری می باشد.مراحل رشد غلاتدوره رشد غلات شامل مراحل جوانه زنی، پنجه زنی، تشکیل روزت، ساقه رفتن، تشکیل گل و تشکیل میوه است که هر کدام از این مراحل را به اختصار در اینجا توضیح می دهیم:
برداشت محصولبرداشت غلات باید به موقع صورت گیرد. برداشت زودتر یا دیرتر از موقع محصول، موجب کاسته شدن کیفیت آن می شود. تأخیر در برداشت غلات دانه ریز، سبب ریزش دانه، خوابیدگی یا شکستن بوته ها در مزرعه و بالاخره کاهش میزان ماده خشک می گردد. برداشت زود هنگام محصول هم موجب پایین آمدن کیفیت غلات می گردد.وزن دانه ها تا زمان رسیدن دانه افزایش می یابد، ولی پس از آن رو به کاهش می گذارد. همچنین دانه های نارسی که زود هنگام برداشت می شوند، چه در مزرعه و چه در انبار بیشتر در معرض آسیب های ناشی از گرما و آفات از جمله کپک زدگی قرار می گیرند. زمان مناسب برای برداشت دانه، موقعی است که آندوسپرم دانه های غلات سفت شده و میزان رطوبت آن هم به 18 درصد رسیده باشد. در کشورهای توسعه یافته برای دروی محصول تنها از وسایل مکانیکی همچون کمباین استفاده می شود. اما در کشورهای در حال توسعه از روش های گوناگونی همچون استفاده از داس برای برداشت محصول استفاده می نمایند. |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه یازدهم مرداد 1386ساعت 8:2 توسط دانشجوی علوم دامی8443131
|
|
||
|
|
|
|
|
وجین و سله شکنی از بین بردن علفهای هرز را با استفاده از وسایل مکانیکی وجین گویند. تقریباً هر محصولی را می توان با نیروی کارگر وجین نمود، اما وجین گیاهانی که رشد رویشی زیادی داشته و با فاصله ردیف کم و بطور متراکمی کشت می شوند (مانند گندم، جو، یونجه و شبدر) ، بخصوص هنگامی که ارتفاع زیادی یافته باشند، عملاً مشکل است بعلاوه در صورتی که این گیاهان بمقدار کافی رشد یافته باشند، با علفهای هرز بخوبی رقابت می کنند. کنترل علفهای هرز در این محصولات با انجام عملیات صحیح طی دوران آیش و تهیه بستر، با تامین شرایط مطلوب رشد محصول و یا با استفاده از علف کشها انجام می شود.
وجین معمولاً در مورد گیاهان وجینی (مانند ذرت، سیب زمینی ، توتون، چغندر قند، پنبه و غیره) که بطور ردیفی و با فاصله نسبتاً زیاد بین ردیفها (بیش از 40 سانتیمتر) کاشته می شوند انجام می گیرد. این محصولات ، بدلیل محدودیت رشد رویشی هر بوته و پائینی تراکم بوته، قدرت رقابت زیادی با علفهای هرز نداشته و عملکرد آنها در صورت عدم کنترل علفهای هرز افت شدیدی خواهد نمود. معمولاً وجین و سله شکنی این محصولات بطور همزمان و با یک وسیله انجام می شود. سله لایه سخت و متراکمی است که در سطح خاکهای نیمه سنگین تا سنگین و تحت فشار آب تشکیل می شود. فشار وارده از برخورد متوالی قطرات باران و یا آبیاری سطحی بر خاکدانه ها و یا کلوخه های واقع در سطح خاک و نفوذ آب به درون آنها سبب می شود که ارتباط بین ذرات خاک از بین برود و ذرات رس آزاد گردند. ذرات رس آزاد شده، در خاک سطحی اشباع از آب نشست نموده و بطور متراکمی بهم می چسبند. کمبود ماده آلی خاک، جایگزین شدن کلسیم توسط سدیم و زیادی رس های منبسط شونده (مانند مونتمورایلونیت و ورمی کولایت) از عوامل اصلی در حساسیت خاک برای تشکیل سله هستند هر چه شدت آسیب به خاک شدیدتر باشد، قطر لایه متراکم شده بیشتر خواهد شد. تراکم خاک در سله سبب می شود که لوله های موئین بسیار باریکی تشکیل شوند. در نتیجه میزان تبخیر از سله مرطوب بسیار شدید است. با خشک شدن سله از ظرفیت هدایت هیدرولیکی آن کاسته می شود و میزان تبخیر نیز کاهش می یابد. سله در اثر خیس شدن منبسط می شود و فاصله بین ذرات رس را آب پر می کند به همین جهت نفوذ پذیری سله خیس نسبت به آب و هوا بسیار کم است. نفوذ پذیری سله خیس نسبت به آب حدود 200 برابر کمتر از خاک تغییر نیافته واقع در زیر آن می باشد این امر مشکلاتی را در آبیاری بوجود می آورد و تهویه خاک را محدود می سازد. سله پس از خشک شدن بسیار سخت می شود و مانع رشد ریشه ها وخروج جوانه ها و سبز شدن بذر می گردد در اغلب موارد، جوانه ها بطور افقی در زیر سله رشد می کنند تا راهی از میان شکافهای سله به بیرون پیدا نمایند. (سله در اثر خشک شدن منقبض شده و ترک می خورد). هر چه گیاهچه در شت تر باشد به شکافهای بزرگتری در سله برای خروج نیازمند است. در صورتی که جوانه نتواند مقاومت سله را شکسته و آن را شکاف دهد و یا از میان ترک های سله خارج گردد، سبز شدن دچار اشکال میشود و رشد گیاهچه نیز کاهش می یابد. گاهی لپه های درشت در میان شکافهای سله گیر می کنند و در اثر تداوم رشد محور زیر لپه قطع می شوند. نزدیکی بذرها به یکدیگر به شکستن مقاومت و ایجاد شکافت در سله کمک نموده و سبز شدن بذرها را تسهیل می نماید. سله مرطوب مقاوت فیزیکی کمی دارد به همین جهت ممکن است با انجام آبیاری به فواصل زمانی کوتاه ، سله را مرطوب و نرم نگهداشت تا سبز شدن تسهیل گردد.اما این عمل موجب محدودیت تهویه و سردی خاک می گردد و سبز شدن از این طریق به تاخیر می افتد آبیاری به فواصل زمانی کوتاه برای نرم نگهداشتن سله، بخصوص در هوای سرد، نامطلوب می باشد. مهمترین راه مباره با سله افزایش ماده آلی خاک است. خاک دانه هائی که دارای ماده آلی زیادی هستند پایدار بوده، مقاومت زیادی در مقابل فشار آبی دارند و متلاشی نمی گردند اما در صورت پیدایش سله لازم است سله شکنی انجام گیرد. درباره مفید بودن سله شکنی در محصول استقرار یافته تحت شرایط کشت آبی نواحی خشک و نیمه خشک اتفاق نظر نیست. گفته می شود که در این شرایط هنگامی می توان وارد زمین شد و سله شکنی نموده که خاک سطحی خشک شده و در نتیجه مقاومت زیادی در مقابل انتقال موئینگی رطوبت پیدا نموده و عملاً بصورت عایقی برای تبخیر رطوبت ذخیره شده در خاک عمقی عمل می نماید. اما جلوگیری از تبخیر رطوبت خاک عمقی تنها هدف سله شکنی نیست. سله خاکهای رسی و خاکهائی که فاقد ساختمان هستند بسیار ضخیم بوده، و مانع بزرگی در مقابل نفوذآبی و هوا بداخل خاک می باشد. سله شکنی این نوع خاکها موجب بهبود نفوذ آب و هوا بداخل خاک گشته طول دوره شرایط غیر هوازی را پس از هر آبیاری بشدت کاهش می دهد و رشدگیاه را بهبود می بخشد.بعلاوه هر بار سله شکنی موجب بهبود نفوذ پذیری خاک برای دو تا سه آبیاری بعدی نیز می گردد و تبخیر از خاک را طی مدت فوق کاهش می دهد. در نواحی پرباران، چه در کشت دیم و چه در کشت آبی، لازم است که خاک بدفعات زیادی سله شکنی شود. این عمل امکان نفوذ آب باران را بداخل خاک بوجود آورده،از فرسایش جلوگیری میکند و با پیشگیری از تبخیر سبب حفظ رطوبت ذخیره شده در خاک می گردد. علفهای هرز نیز طی عملیات سله شکنی کنترل می شوند. بنابراین وجین وسله شکنی با یک وسیله یا ماشین انجام می گیرند. کارگر از وسایلی مانند چاقو،داس کوتاه ، کج بیل، شفره، بیلچه و یا چنگک استفاده و علفهای هرز را از ریشه قطع می کند. حرکت این وسایل در خاک و بیرون کشیدن علفهای هرز موجب باز شدن خاک و سله شکنی می گردد. همزمان با وجین و سله شکنی می توان تنک کردن محصول را نیز عملی ساخت. امتیاز کارگر بر ماشین آن است که کارگر می تواند وجین روی ردیف کاشت را نیز در هر مرحله ای از رشد به اجرا گذارد. وجین و سله شکنی مزارع بزرگ، بدلیل اتلاف وقت وهزینه بالا، با دست عملی نیست و با ماشین آلات انجام می شود.
|
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه یازدهم مرداد 1386ساعت 7:57 توسط دانشجوی علوم دامی8443131
|
|
||
|
|
|
||||
مقدمهذرت با نام علمی Zea mays یکی از غلات گرمسیری و از خانواده گندمیان (گرامینه) متعلق به گیاهان تک لپه میباشد. گیاه ذرت ، تنها غلهای است که در کشور مکزیک و گواتمالا تکامل یافته است. ذرت پرمحصولترین غله دنیا به حساب میآید و از لحاظ مقدار تولید ، پس از گندم و برنج قرار میگیرد. امروزه ذرت در تغذیه بسیاری از مردمان دنیا نقش اساسی دارد.مشخصات گیاه شناسیاین شاخهها ، میان گرههای بسیار کوتاهی دارند که از این گرهها ، برگهای تغییر شکل یافتهای بوجود میآید که هم دیگر و بلال را میپوشانند. بیرونیترین این برگها ، برگی است کامل که غلاف ، زبانک ، گوشواره و پهنک دارد. اما برگهای زیرین غیر کاملند. موقعی که ارتفاع ساقه ذرت به 80 تا 120 سانتیمتر رسید، کلالههای ابریشم مانند یا کاکل ذرت به تعداد دانههای ذرت موجود در بلال ، نمایان میشوند. تولید کنندههای ذرتکشورهای عمده تولید کننده ذرت عبارتند از: ایالات متحده آمریکا ، یوگسلاوی و رومانی ، روسیه ، ایتالیا ، چین، آرژانتین، برزیل و آفریقای جنوبی. در ایران ذرت معمولا در گرگان و گنبد ، خوزستان ، کرمانشاه ، خراسان ، گیلان و مازندران تولید میگردد.تاریخچهبررسیهای باستان شناسی و فسیل شناسی گیاهی نشان میدهد که ذرت پیوسته به صورت یک گیاه زراعی عمده تقریبا از 5000 سال پیش در مکزیک و گواتمالا کشت میشده است و بومی این نواحی است. کریستف کلمب ، یک سال پس از ورود به قاره آمریکا ، بذر ذرت را با خود به اسپانیا برد. این گیاه از آنجا به پرتقال و سپس به دیگر کشورهای اروپایی برده شد. از آنجا هم این گیاه به قاره آفریقا و تعدادی از کشورهای آسیایی از جمله هند و ژاپن راه یافت.انواع ذرتذرت نژادهای متعددی دارد که این گروهها بر اساس ویژگیهای بافت آندوسپرم دانه طبقه بندی میشوند.ذرت بو دادهنوعی ذرت است که احتمالا بر اثر موتاسیون بوجود آمده است. پریکارپ آن نازک است که این صفت برای تولید ذرت شیرین با پوست لطیف مناسب است. در این نوع ذرت ، لایه ضخیمی از آندوسپرم سخت ، آندوسپرم نشاستهای را دربرگرفته است. دانههای نشاسته آندوسپرم این نوع ذرت نسبت به انواع دیگر ، رطوبت بیشتری دارند که در موقع حرارت دادن، منبسط شده و تبدیل به بخار میشوند.بخار آب حاصل شده درون دانه نمیتواند به راحتی از لایه بیرونی سخت آندوسپرم خارج شود. به ناچار فشار زیادی به این لایه وارد میآورد و دانه را منفجر نموده و دانه پف میکند. این ذرت معمولا برای تهیه پاپ کورن یا ذرت بو داده مورد استفاده قرار میگیرد. بهترین میزان رطوبت دانه برای حداکثر پف کردن، 14 درصد میباشد.
ذرت سختتمام آندوسپرم این نوع ذرت که در مرکز دانه میباشد، با لایه سختی از آندوسپرم پوشیده شده است. دانههای رسیده این نوع ذرت ، گرد ، صاف و کهربایی هستند. دوره رشد آنها هم 80 تا 100 روز است. بلالهای بدست آمده باریک بوده و تقریبا 8 ردیف دانه دارد.ذرت دندان اسبیاین نوع ذرت دارای مخلوطی از نشاسته نرم و سخت میباشد. آن قسمت آندوسپرم که دارای نشاسته سخت است، پروتئین بیشتری دارد. این نوع ذرت معمولا در نواحی ذرت خیز ایالات متحده آمریکا به عمل میآید. بلال ذرت دندان اسبی نسبتا بزرگ بوده و 16 تا 30 ردیف دانه دارد. از خصوصیات ظاهری دانه آن، میتوان به وجود نقطهای فرو رفته در طرف تاج دانه اشاره نمود که به دلیل خشک شدن آندوسپرم نشاستهای بوجود میآید.ذرت نرم یا آردیبخش عمده آندوسپرم این نوع ذرت ، نشاسته است. تنها لایه نازکی از آندوسپرم سخت این نشاسته را دربرمیگیرد. دانههای آن بر خلاف نوع دندان اسبی فرو رفتگی ندارد. این ذرت تنها به دلیل این که به رنگهای مختلف یافت میشود، برای تزئین غذاها از آن استفاده میشود. همچنین چون آندوسپرم آن نرم است، میتوان به همان شکل و بدون خرد و له کردن آن ، در تغذیه دام بکار برده شود.ذرت شیرینآندوسپرم این نوع ذرت شیرین ، قندی و براق بوده و برخلاف آندوسپرم ذرتهای دیگر ، حالت نشاستهای ندارد. پریکارپ آن نازک بوده که در زمان رسیدن دانه ، مواد قندی آن به نشاسته و سپس به دکسترین تبدیل میشود. ذرت شیرین انواع مختلفی دارد که به صورت تازه ، کنسرو شده و منجمد مورد مصرف قرار میگیرد.ذرت مومیآندوسپرم ذرت مومی ظاهرا به شکل موم میباشد. برخلاف ذرتهای دیگر که نشاسته آندوسپرم آنها 71 تا 72 درصد آمیلوپکتین و 28 تا 29 درصد آمیلوز دارد، آندوسپرم ذرت مومی تماما از آمیلوپکتین تشکیل شده که حالت چسبندهای دارد و نرم هم هست. ذرت مومی جدا از مصرف خوراکی ، در صنایع چسبسازی هم استفاده میشود.شرایط لازم برای رشد گیاهدماذرت با وجود آن که یک گیاه گرمسیری است، نمیتواند آب و هوای بسیار گرم را تحمل کند. مناسبترین محیط برای کشت آن ، ناحیهای است که دمای آن دست کم به مدت 3 تا 4 ماه متوالی ، 21 تا 32 درجه سانتیگراد باشد. در صورتی که دمای اواسط تابستان ناحیه کشت ذرت ، کمتر از 18 درجه سانتیگراد باشد یا میانگین دمای تابستان کمتر از 13 درجه باشد، میزان رشد گیاه کاهش یافته و در صورت طولانی شدن کاهش دما ، کشت ذرت غیر ممکن خواهد بود.آبمعمولا در مراحل گسترش برگها ، گرده افشانی و تشکیل دانه که اغلب در ماههای گرم تابستان صورت میپذیرد، گیاه ذرت به آب زیادی نیاز دارد. تعداد دفعات آبیاری تحت تأثیر خاک ، آب و هوا و... قرار دارد که بین 2 تا 15 بار متغیر است. زراعت ذرت در مناطقی که بارندگی سالیانه 250 تا 2500 میلیمتر دارند به صورت دیم هم امکانپذیر میباشد.خاکمیزان عملکرد ذرت در خاکهای عمیق ، حاصلخیز و زهکشی شده با بافت متوسط بیشتر است. ذرت نسبت به کمبود اکسیژن که ناشی از رطوبت یا وجود لایههای فشرده زیرزمینی میباشد، بسیار حساس است. همچنین ذرت قادر است در خاکهایی با PH حدود 5.5 تا 8 هم رشد نماید. البته PH مناسب برای آن 6 میباشد. PH کمتر از 6 معمولا میزان جذب کلسیم را در گیاه کاهش میدهد.زمان کاشت ذرتبهترین زمان برای کاشت ذرت ، زمانی است که دمای خاک در عمق 7 تا 8 سانتیمتری به مدت 3 تا 4 روز متوالی در فصل بهار ، تقریبا 13 درجه سانتیگراد باشد. اگر کشاورز قادر نیست که دمای خاک را اندازهگیری نماید، میتواند از میانگین دمای هوا در ساعت 7 صبح و 12 ظهر استفاده کند.کودکود شیمیایی ، بویژه کودهایی که دارای نیتروژن ، فسفر، پتاسیم، کلسیم، منیزیم و گوگرد و همچنین ، منگنز، آهن، روی و مولیبدن باشند برای بالا بردن سطح تولید ذرت بسیار ضروری هستند. مناسبترین زمان برای استفاده از کود ، در بهار و قبل از بذرکاری یا هم زمان با آن است. بهترین روش برای ریختن کود ، به فاصله 5 سانتی از بذر و به عمق 3 تا 5 سانتی متری از بذر میباشد.آفات و بیماریهای ذرتاز بیماریهای مهم گیاه ذرت ، سیاهک ذرت و سیاهک خوشه ذرت میباشد. عامل این دو بیماری به ترتیب ، U.maydis و Sphacelotheca reiliana میباشند. بیماری سیاهک معمولی ، برگها و ساقهها را آلوده نموده و سیاهک بلال ذرت ، گل ماده یا بلال را آلوده نموده و تودهای از اسپورهای قارچ را جانشین بافتهای سالم گیاه میکند. بیماریهای عمده برگ ذرت عبارتند از: زنگ برگ و پژمردگی باکتریایی ، پوسیدگی دانه ، خوشه ، ریشه و ساقه هم از بیماریهای قارچی هستند که بندرت دیده میشوند. ضدعفونی نمودن بذر ذرت با تیزام ، ارتوساید و ارازان در کنترل این بیماریها مفیدند.
برداشت محصولبرای برداشت محصول ، رطوبت دانه باید بین 20 تا 25 درصد باشد. اگر قرار باشد که محصول برداشت شده را مورد مصرف دام قرار دهند، ذرت را میتوان با رطوبت 25 تا 28 درصد هم برداشت کرد. امروزه برداشت بلال را با دستگاههای بلال چین و همچنین جدا نمودن دانههای ذرت را از بلال ، با دستگاه دانه کن انجام میدهند. دستگاه بلال چین ، بلالها را از بوته میچیند و غلافهای آن را جدا میکند. دستگاه دانه کن هم دانههای ذرت را از بلال جدا مینماید. برای انبار کردن دانههای بلال ، باید رطوبت آنها را به 17 درصد رساند. دمای انبار نباید بیش از 10 درجه سانتیگراد باشد. البته دانههای با رطوبت بیش از 17 درصد را میتوان در دماهای بالاتر هم نگهداری نمود.موارد استفاده از ذرتدانه ذرت به رنگ سفید ، زرد یا مخلوطی از این دو یافت میشود. خوراکهایی که با ذرت سفید تهیه میشوند، معمولا مرغوبترند. دانه ذرت دارای سه بخش آندوسپرم ، گیاهک و پریکارپ است. پروتئین موجود در دانه به عوامل مختلفی از جمله محیط ، نوع گیاه و شرایط کشت و زراعت بستگی دارد و بین 8 تا 15 درصد متغیر است. پروتئین عمده ذرت زئین میباشد نقش مهمی در تغذیه انسان ایفا می کنند.میزان روغن دانه ذرت ، 4 درصد بوده که بیشتر در گیاهک قرار دارد. از گیاه ذرت استفادههای مختلفی میکنند. از آسیاب نمودن دانه ذرت ، آرد ذرت تهیه می کنند که خود در تهیه غذاهای مختلف بکار میرود. از ساقه و برگهای ذرت در صنایع کاغذ و مقوا سازی و همچنین تولید کاغذ دیواری استفاده میکنند. از آرد ذرت در تولید چسب ، صابون و از نشاسته آن در صنایع رنگرزی ، داروسازی ، مرکب سازی و پلاستیک سازی استفاده مینمایند. |
|||||
|
+
نوشته شده در شنبه شانزدهم تیر 1386ساعت 8:53 توسط دانشجوی علوم دامی8443131
|
|
|||||
|
|
|
|||||||||||||||||||||||||||||||
|
دستورالعمل فنی کشت اسپرس
|
||||||||||||||||||||||||||||||||
|
سوپر فسفات تريپل مورد نياز
kg/ha |
ميزان فسفر قابل جذب خاک
mg/kg |
|
200 |
کمتر از 5 |
|
150 |
10-5 |
|
100 |
15-10 |
|
50 |
20-15 |
|
------- |
بيشتر از 20 |
|
کلرور پتاسيم مورد نياز
kg/ha
|
سولفات پتاسيم مورد نياز
kg/ha |
ميزان پتاسيم قابل جذب خاک
mg/kg |
|
150 |
200 |
کمتر از 100 |
|
100 |
150 |
150-101 |
|
100 |
100 |
250-151 |
|
50 |
50 |
300-251 |
|
-------- |
------- |
بيشتر از 300 |
|
|
|
|||
|
|
||||
|
+
نوشته شده در سه شنبه دوازدهم تیر 1386ساعت 15:7 توسط دانشجوی علوم دامی8443131
|
|
||||
|
|
|
|
|
چنانچه جو به صورت سبز برداشت شود. عملكرد اين محصول تا 6 برابر افزايش خواهد يافت.سيدحبيب ا... طباطبايي، معاون مديركل دفتر محصولات علوفه اي وضمن اعلام اين مطلب افزود: هم اكنون از هر هكتار كشت جو آبي 5/3 تا 4 تن جو به صورت خشك برداشت مي شود كه در صورت برداشت همين محصول به صورت سبز مي توان 25 تا 30 تن جو برداشت كرد.وي با اشاره به مزيت اين روش به عنوان راهكار اساسي مبارزه با كمبود علوفه در كشور گفت: در اين روش كه از امسال بطور گسترده در كشور اجرا مي شود با سيلو كردن اين ميزان جو مي توان كمبود علوفه را در كشور و در مناطق خاص جبران كرد ضمن اينكه مصرف علوفه سبز براي دامها جهت توليد گوشت مناسب تر است.طباطبايي بيماري و علف هاي هرز را دو عامل موثر در كاهش عملكرد جو عنوان كرد و افزود: در صورت مبارزه با بيماري و علف هاي هرز جو در كشور بطور قطع افزايش عملكرد در واحد سطح خواهيم داشت و به مقدار مورد نياز جو در كشور خواهيم رسيد.وي در ادامه تصريح كرد، تامين كود شيميايي و علف كش نيز از ديگر برنامه هايي است كه پيش بيني مي شود در صورت مناسب بودن آب و هوا و با تمهيدات صورت گرفته در سطح 800 هزار هكتار مزارع جو ديم، سال آينده از محصول خوبي برخوردار باشيم. |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه دوازدهم تیر 1386ساعت 15:5 توسط دانشجوی علوم دامی8443131
|
|
||
|
|
|
|
|
روزنامه شرق : در انتهاى جاده اى سنگلاخى در ايالت آيواى مركزى، يك كشاورز در افق، به جايى خيره شده است كه تا چشم كار مى كند گياهان بلند و برگ دار ذرت قرار دارند و زير نسيم موج مى زنند. او لبخندى مى زند زيرا چيزى در مورد كشتزارش مى داند كه كمتر كسى از آن آگاه است چون نه فقط دانه هاى ذرت در سنبله آن رشد مى كنند بلكه گرانول هاى پلاستيك نيز در ساقه و برگ هاى آن توليد مى شوند. به نظر مى رسد كه ايده رشد دادن پلاستيك «كه در آينده نزديك قابل حصول است» جالب تر از ساخت پلاستيك ها در كارخانجات پتروشيمى باشد. در اين كارخانجات هر ساله حدود ۲۷۰ ميليون تن نفت و گاز مصرف مى شود. در واقع سوخت هاى فسيلى علاوه بر انرژى، مواد اوليه را نيز براى تبديل نفت خام به پلاستيك هاى معمولى از قبيل پلى استايرن، پلى اتيلن و پلى پروپيلن فراهم مى كنند. كاربرد پلاستيك ها در تمام شئونات زندگى، گسترده شده است و نمى توان روزى، زندگى بدون پلاستيك را تصور كرد چون از بطرى هاى شير و نوشابه گرفته تا لباس و قطعات خودرو از پلاستيك هستند، گرچه اين توليد زياد پلاستيك ها اساساً زير سئوال رفته است. انتظار مى رود منابع شناخته شده ذخيره جهانى نفت تا ۸۰ سال ديگر تمام شوند و اين در مورد گاز طبيعى ۷۰ سال و براى زغال ۷۰۰ سال است، اما تاثيرات اقتصادى كاهش اين منابع خيلى زودتر فرا خواهد رسيد. وقتى منابع كاهش يابد، قيمت ها هر روز بالا خواهد رفت و اين واقعيتى است كه نمى تواند از كانون توجه سياستگزاران خارج شود. چند سال قبل كلينتون رئيس جمهور آمريكا در ماه اوت ۱۹۹۹ يك دستورالعمل اجرايى صادر كرد و طى آن تاكيد كرد كه بايد كار محققين به سمت جايگزينى سوخت هاى فسيلى با مواد گياهى به عنوان سوخت و نيز به عنوان مواد خام جهت گيرى شود. با توجه به اين نگرانى ها، تلاش مهندسين بيوشيمى براى كشف چگونگى رشد پلاستيك گياهى از دو جهت سبز است: يكى اينكه قابل ساخت از منابع تجديدپذير است و ديگر اينكه اساساً پلاستيك توليدى پس از دور ريختن قابل تجزيه بيولوژيكى است. اما تحقيقات اخير ترديدهايى در مورد صحت اين ديدگاه ها به وجود آورده است. اول اينكه، توانايى تجزيه بيولوژيكى داراى «هزينه پنهانى» است. بدين معنى كه با تجزيه پلاستيك ها دى اكسيدكربن و متان تشكيل و متصاعد مى شود كه اين گازها، جزء گازهاى به دام افكننده گرما يا گازهاى گلخانه اى هستند كه كوشش هاى امروزه جهانى در جهت كاهش آنها است. علاوه بر اين، هنوز به سوخت هاى فسيلى براى ايجاد انرژى مورد نياز فرايند استخراج پلاستيك از گياهان نياز است. براساس محاسبات، اين نياز به انرژى بسيار بيشتر از آن چيزى بود كه فكر مى شد. در اينجا است كه بايد گفت توليد موفقيت آميز پلاستيك هاى سبز در گرو اين است كه محققان بتوانند با روش هاى با صرفه، بر موانع مصرف انرژى غلبه كرده در عين حال نيز هيچ بارى بر محيط زيست اضافه نكنند. توليد سنتى پلاستيك ها متضمن مصرف بسيار زياد سوخت فسيلى است. خودروها، كاميون ها، هواپيماها و نيروگاه ها بيشتر از ۹۰ درصد از مواد توليدى پالايشگاه ها را مى بلعند، اما پلاستيك ها از بقيه آن استفاده مى كنند كه اين مقدار تنها در آمريكا حدود ۸۰ ميليون تن در سال است. تا به امروز كوشش صنايع بيوتكنولوژيكى و كشاورزى در مورد جايگزينى پلاستيك هاى معمولى با پلاستيك هاى گياهى به سه ديدگاه منجر شده است كه عبارتند از: تبديل شكرهاى گياهى به پلاستيك، توليد پلاستيك در داخل بدن ميكروارگانيسم هاى گياهى، رشد پلاستيك در ذرت و ديگر غلات. شركت كارگيل (Cargill) يكى از غول هاى صنايع كشاورزى به همراه شركت داو (Dow) برترين شركت شيميايى جهان، چند سال پيش به توسعه ديدگاه اول همت گماشتند كه به تبديل شكر حاصل از ذرت و ديگر گياهان پلاستيكى به نام پلى لاكتيد (PLA) منجر شد. در مرحله اول ميكروارگانيسم ها شكر را به اسيدلاكتيك تبديل مى كنند و در مرحله بعدى، به طور شيميايى مولكول هاى اسيد لاكتيك به يكديگر متصل مى شوند تا زنجيره اى مشابه زنجيره پلى اتيلن ترفنالات (PET) كه پلاستيكى پتروشيميايى است و در بطرى نوشابه هاى خانواده و در الياف لباس ها استفاده مى شود، به دست آيد. در واقع جست وجوى محصولات جديد از شكر ذرت، جزيى از فعاليت هاى طبيعى شركت كارگيل بود كه با استفاده از كارخانه هاى آسياى مرطوب دانه هاى ذرت را به محصولاتى از قبيل شربت با فروكتوز بالاى ذرت، اسيد سيتريك، روغن نباتى، بيواتانول و غذاهاى حيوانات تبديل مى كند. در سال ۱۹۹۹ كارخانه هاى اين شركت ۳۹ ميليون تن ذرت را فرايند كردند كه اين مقدار تقريباً ۱۵ درصد كل برداشت ذرت آمريكا در آن سال بود. در ابتداى سال ۲۰۰۰ مجموعه كارگيل- داو طرحى با سرمايه ۳۰۰ ميليون دلار به منظور توليد انبوه پلاستيك جديدشان راه اندازى كرد. اين طرح با نام تجارى Nature Works و براى توليد انبوه PLA ارائه شد. ديگر شركت ها از جمله صنايع شيميايى سلطنتى (ICI) روش هايى براى توليد نوع دوم اين پلاستيك ها ابداع كردند. اين پلاستيك پلى هيدروكسى آلكانوايت (PHA) نام دارد. PHA شبيه PLA از شكر گياهى ساخته شده و تجزيه پذير است. البته در مورد PHA يك باكترى به نام Ralstona eutropha شكر را مستقيماً به پلاستيك تبديل مى كند. براى توليد PLA يك مرحله شيميايى خارج از ارگانيسم بايد انجام گيرد اما در توليد PHA، اين زنجيره به طور طبيعى در داخل ميكروارگانيسم تا ۹۰ درصد از جرم سلول منفرد به صورت گرانول تجمع مى كند. در پاسخ به بحران نفت در دهه ،۱۹۷۰ ICI فرايند تخميرى در مقياس صنعتى خود را كه طى آن ميكروارگانيسم ها شكر را به PHA تبديل مى كنند، با ظرفيت چند تن در سال ارائه كرد. شركت هاى ديگرى اين پلاستيك را قالب ريزى كرده و از آن اقلام تجارتى مثل تيغ ريش قابل تجزيه بيولوژيكى و بطرى هاى شامپو ساخته و به بازار ارائه كردند. اما اين اقلام پلاستيكى اساساً قيمت بالاترى از اقلام با پلاستيك هاى معمولى داشتند و هيچ مزيت عملكردى به غير از تجزيه پذيرى بيولوژيكى نداشتند. در سال ۱۹۹۵ شركت مونسانتو (Monsanto) فرايند و دستگاه هاى مربوطه را خريدارى كرد، اما سودآورى آن هم مبهم باقى مانده است. بسيارى شركت ها و گروه هاى علمى و نيز شركت مونسانتو كوشش هاى خود را معطوف به سومين ديدگاه توليد PHA يعنى رشد دادن پلاستيك در گياه كرده اند. با تصحيح ژنتيكى گياه غله مى توان آن را قادر به سنتز پلاستيك ساخت و در نتيجه فرايند تخمير را حذف كرد. يعنى به جاى رشد دادن غله، سپس برداشت آن، فرايند كردن آن، توليد شكر و نهايتاً تخمير شكر و توليد پلاستيك مى توان مستقيماً پلاستيك را در خود گياه ساخت. بسيارى محققين اين ديدگاه را جذاب ترين و با بازده ترين راه حل ساخت پلاستيك از منابع انرژى تجديدپذير مى دانند. طى اين سال ها گروه هاى زيادى در تعقيب اين هدف بوده و هستند. 146841.jpg در اواسط دهه ۱۹۸۰ استيون اسلاتر (Steven C.Salter) عضو گروهى بود كه وظيفه آن جداسازى ژن هاى سازنده پلاستيك از باكترى بود. محققين پيش بينى مى كنند كه قرار دادن اين آنزيم ها در داخل يك گياه مى تواند تبديل استيل كوآنزيم A (ماده ى كه حين تبديل نور خورشيد به انرژى، به طور طبيعى در گياه تشكيل مى شود) به نوعى پلاستيك را انجام پذير سازد. در سال ۱۹۹۲ همكارى بين دانشمندان دانشگاه دولتى ميشيگان و دانشگاه جيمز ماديسون با اين هدف شروع شد. محققين با انجام مهندسى ژنتيك روى گياه Arabidopsis Thalianan توانستند نوعى PHA ترد بسازند. دو سال بعد شركت مونسانتو كار براى ساخت نوع انعطاف پذيرتر PHA را روى يك گياه معمول تر يعنى ذرت شروع كرد. از آنجا كه توليد پلاستيك نمى تواند با توليد غذا رقابت كند، محققين هدف خود را به سوى استفاده از قسمت هايى از گياه ذرت كه برداشت نمى شود (مثل برگ و ساقه) متوجه ساختند. رشد دادن پلاستيك در برگ و ساقه به كشاورزان هنوز اين امكان را مى دهد كه بتوانند با كمباين هاى معمولى ميوه ذرت را برداشت كرده و با زيرورو كردن مجدد مزرعه، برگ ها و ساقه هاى حاوى پلاستيك را برداشت كنند. برخلاف توليد PHA و PLA به روش تخمير كه بايد با استفاده از زمين براى توليد ذرت براى ديگر مقاصد رقابت كند، رشد دادن PHA در برگ و ساقه ذرت اين امكان را به وجود مى آورد كه بتوان ذرت و پلاستيك را به طور همزمان از يك مزرعه به دست آورد. ضمناً با استفاده از گياهان مناسب شرايط نامساعد مثل Switch grass مى توان از اين تقابل بين توليد پلاستيك و ديگر استفاده ها از زمين جلوگيرى كرد. يعنى لزومى ندارد كه فقط زمين هاى مخصوص كشت ذرت را به اين كار اختصاص دهيد. محققين به پيشرفت هاى فنى وسيعى در زمينه افزايش ميزان پلاستيك در گياه و همچنين تغيير زنجيره پلاستيك به منظور حصول به خواص مفيد، دست يافته اند. گرچه اين نتايج وقتى مستقلاً ديده مى شوند تشويق كننده اند ولى حصول به هر دو ويژگى يعنى تركيب مفيد و نيز ميزان بالاى پلاستيك در گياه خود يك مشكل است. تاكنون اثبات شده است كه كلروپلاست هاى برگ بهترين مكان براى توليد پلاستيك هستند. اما كلروپلاست ها اعضاى سبزى هستند كه وظيفه شان جذب نور است و اين در حالى است كه غلظت بالاى پلاستيك از فتوسنتز جلوگيرى كرده و بازدهى گياه را كاهش مى دهد. همچنين جداسازى پلاستيك از گياه خود يك چالش است. ابتدائاً محققين شركت مونسانتو تاسيسات استخراج را به عنوان واحد جانبى كارخانه فرآورى ذرت در نظر گرفتند. اما وقتى اين واحد را روى كاغذ طراحى كردند متوجه شدند استخراج و جمع آورى پلاستيك به مقادير زيادى حلال نياز دارد كه در نتيجه مى بايست بعداً به منظور استفاده مجدد بازيابى شود. اين زيرساختار فرايند از لحاظ اندازه با كارخانه هاى موجود پتروشيميايى برابرى مى كند و اندازه كارخانه آسياى ذرت را به شدت افزايش مى دهد. بايد توجه داشت كه انجام سرمايه گذارى و گذشت زمان باعث مى شود كه محققين بر اين موانع فنى غلبه كنند. اما اينجا سئوالى كه مطرح مى شود اين است كه كدام راه حل ارزشمندتر است؟ وقتى انرژى و ماده خام لازم براى هر مرحله رشد PHA در گياهان، برداشت، خشك كردن برگ و ساقه، استخراج PHA از برگ و ساقه، تخليص پلاستيك، جداسازى و بازيايى حلال و تبديل پلاستيك به رزين را بررسى كنيد خواهيد ديد كه اين ديدگاه، انرژى خيلى بيشترى نسبت به توليد مواد پلاستيكى از منابع فسيلى در اغلب روش هاى پتروشيميايى، مصرف مى كند. در يك تحقيق كه اخيراً تكميل شده است، محققين متوجه شدند كه ساخت يك كيلوگرم PHA از گياه ذرت (تصحيح شده ژنتيكى) حدود ۳۰۰ درصد انرژى بيشتر از ۲۹ مگاژول لازم براى ساخت مقدار برابر پلى اتيلن (ساخته شده از سوخت فسيلى) مصرف مى كند. بنابراين نااميدانه بايد گفت مزيت استفاده از ذرت به جاى نفت به عنوان ماده خام، جبران كننده اين ميزان اختلاف در انرژى مصرفى نيست. براساس الگوهاى امروزى مصرف انرژى در صنايع فرآورى ذرت، براى توليد يك كيلوگرم PHA نياز به ۶۵/۲ كيلوگرم سوخت فسيلى است. براساس اطلاعات جمع آورى شده توسط جامعه سازندگان اروپايى پلاستيك ها (APME) از ۳۶ كارخانه اروپايى توليد پلاستيك، تخمين زده شد كه براى توليد يك كيلوگرم پلى اتيلن تنها به ۲/۲ كيلوگرم نفت و گاز طبيعى نياز است كه تقريباً نصف آن در محصول نهايى ظاهر مى شود. اين موضوع به اين معنى است كه تنها ۶۰ درصد از مقدار نفت و گاز مصرفى يعنى ۳/۱ كيلوگرم از آن به منظور توليد انرژى سوزانده مى شود. با توجه به اين مقايسه، ممكن نيست متقاعد شويد كه رشد دادن پلاستيك در ذرت و سپس استخراج آن توسط انرژى ناشى از سوخت هاى فسيلى باعث حفظ منابع فسيلى مى شود. در واقع با جايگزينى منبع تجديدپذير به جاى منبع تجديدناپذير، ناگزير به استفاده از مقدار بيشترى از آن خواهيد شد. در مطالعه قديمى ترى، آقاى «تيلمان جرن جروس» (Tilman Gorngross) كشف كرد كه توليد يك كيلوگرم PHA به وسيله تخمير ميكروبى همان ميزان سوخت فسيلى، يعنى ۳۹/۲ كيلوگرم، نياز دارد. اين نتايج مايوس كننده قسمتى از دلايلى بود كه براساس آن شركت مونسانتو، پيشرو توليد PHA از گياه، سال گذشته اعلام كرد كه توسعه چنين سيستم هاى توليد پلاستيك را متوقف خواهد كرد. هم اكنون تنها پلاستيك كارخانه اى به اين روش كه صنعتى شده است، پلاستيك PLAى Cargill- Dow است. اين فرايند ۲۰ تا ۵۰ درصد منابع فسيلى كمترى نسبت به ساختن پلاستيك از نفت مصرف مى كند، اما هنوز از ديدگاه انرژى بسيار پرمصرف تر از بسيارى فرايندهاى پتروشيميايى است. مسئولان شركت انتظار دارند نهايتاً بتوانند ميزان انرژى لازم را كاهش دهند. راه ديگر همانا توسعه ديگر منابع شكر گياهى كه انرژى كمترى براى فرآورى نياز دارند، (مثل گندم و چغندر) است كه مى تواند استفاده از سوخت هاى فسيلى را كاهش دهد. در همين زمان، دانشمندان در Cargill- Dow تخمين مى زنند اولين تاسيسات ساخت PLA كه هم اكنون در Blair نبراسكا در حال ساخت است، بتواند براى هر كيلوگرم پلاستيك ۵۶ مگاژول انرژى مصرف كند كه اين مقدار ۵۰ درصد بيشتر از انرژى لازم براى PET ولى ۴۰ درصد كمتر از نايلون است. انرژى لازم براى توليد پلاستيك هاى گياهى دومين و حتى اولين مشكل زيست محيطى اين فرايند است. نفت اولين منبع براى توليد پلاستيك هاى معمول است، اما ساخت پلاستيك از گياهان عمدتاً بر زغال و گاز طبيعى تكيه دارد كه براى راه انداختن مزارع ذرت و صنايع فرآورى ذرت مصرف مى شود. به همين دليل تعدادى از روش هاى گياهى از سوخت هاى كمياب (نفت) به سوخت هاى فراوان (زغال) تغيير سوخت داده اند. بعضى متخصصان معتقدند اين تغيير سوخت گامى به سمت توسعه پايدار است. موضوع فراموش شده در اين منطق، اين حقيقت است كه تمامى سوخت فسيلى مصرف شده براى ساخت پلاستيك ها از مواد خام تجديدپذير (ذرت) مى بايست سوخته شوند تا انرژى توليد كنند، در حالى كه در فرايندهاى پتروشيميايى قسمت عمده اى از سوخت به محصول نهايى تبديل مى شود. سوزاندن سوخت بيشتر باعث وخيم تر كردن مشكل ديگرى مى شود كه آن افزايش انتشار گازهاى گلخانه اى مثل دى اكسيدكربن است. همچنين به طور طبيعى ديگر انتشارات مرتبط با احتراق سوخت فسيلى، مثل دى اكسيد گوگرد نيز افزايش مى يابد. اين گاز باعث توليد باران اسيدى مى شود و مورد نگرانى است. بايد توجه داشت كه هر فرايندى كه انتشار چنين گازهايى را افزايش دهد، در تقابل با پروتكل كيوتو قرار مى گيرد. اين قرارداد ناشى از كوشش بين المللى است كه توسط سازمان ملل به منظور تصحيح كيفيت هوا و محدود كردن گرم شدن جهانى از طريق كاهش دى اكسيدكربن و ديگر گازهاى مسئول در اتمسفر برقرار شده است. چنين نتيجه گيرى از تحليل هاى ارائه شده، اجتناب ناپذير است. مزيت زيست محيطى رشد پلاستيك ها در گياهان در سايه مضراتى چون افزايش مصرف انرژى و افزايش انتشار گازها قرار گرفته است. به نظر مى آيد PLA تنها پلاستيك گياهى باشد كه بتواند در اين زمينه رقابت كند. گرچه اين راه حل به اندازه ساخت PHA در گياه مناسب نيست، اما داراى مزايايى است كه يك فرايند را با بازده جلوه گر مى كند. يعنى نياز به انرژى كم و درصد بالاى تبديل (بيش از ۸۰ درصد از هر كيلوگرم از شكر گياهى در محصول نهايى ظاهر مى شود). اما به رغم PLA بر پلاستيك گياهى، حين توليد اين پلاستيك به ناچار مقادير بيشترى گاز گلخانه اى نسبت به فرايندهاى پتروشيميايى مشابه منتشر مى شود. استفن اسلاتر، تلمن گرنگراس ترجمه: عبدالله مصطفايى- محمد طغرايى |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه دوازدهم تیر 1386ساعت 15:2 توسط دانشجوی علوم دامی8443131
|
|
||
|
|
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
انتخاب مزرعه و تناوب زراعي: اراضي براي رشد کلزا، خاک هايي با بافت متوسط، زهکشي مناسب، مواد آلي کافي و PH حدود 5/6 مي باشد. کلزا در شرايط ايستابي، سيلابي و زهکشي ضعيف زمين و PH پايينتر از 5/5 نبايد کشت شود. کلزا در تناوب هر محصولي که اجازه تهيه بستر مناسب بذر را داده و از توسعه عوامل بيماري زاي خاک زي جلوگيري کند، رشد مي نمايد. به ويژه در تناوب با غلات، عکس العمل مطلوبي نشان مي دهد. اين تناوب باعث کنترل بيماري هاي، آفت و علف هاي هرز کلزا مي گردد. تحقيقات نشان داده که عملکرد گندم پس از کلزا حدود 27 درصد بيشتر از عملکرد گندم پس از آيش بوده است. کشت متوالي کلزا در يک زمين يا کشت ان در تناوب با ساير گياهان جنس براسيکا باعث تشديد بيماري هاي کلزا مي گردد، چرا که در اين حالت عامل بيماري زا مي تواند در سالهاي متوالي در خاک و روي گياه ميزبان باقي بماند و جمعيت خود را افزايش دهد. بنابراين هنگام انتخاب يک منطقه براي توليد کلزا، توجه به تناوب زراعي منطقه بسيار مهم است. زراعت هاي متعددي هستند که بيماري مشترک با کلزا دارند.
ليست زراعت هاي عمده و فاصله زماني بين توليد آنها با کشت کلزا
از موارد مهم ديگر که بايد به آن توجه کرد علف هاي هرز و علف کش هاي مصرف شده در زراعت هاي قبلي مزرعه است. هميشه بايد قبل از کشت کلزا يا هر محصول حساس ديگر به برچسب علف کش هاي مصرفي توجه نمود. ليست علف کشهاي مشترک و دوره انتظار آنها
انتخاب رقم : | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||